السيد حيدر الآملي
مقدمه 19
جامع الأسرار ومنبع الأنوار
مىتوانست اين چشم اندازها را با اندك اختلافى به همان گونه اى ببيند كه ما امروز مىبينيم . شايد لازم باشد كه اين چشم اندازها را با أو ببينيم تا طنين اعترافات پر شور جوانى را درك كنيم كه در سى سالگى از همه چيز اعراض كرد تا « زائر إلى الله » باشد . اين تصميم با لحظه اى دردناك در تاريخ مازندران ( شامل طبرستان كه در سابق بيشتر به بخش كوهستانى اطلاق مىشد در تذكره ها سيد حيدر آملى مازندرانى ناميدهاند ) مصادف شد . با توجه به وضعيت خانوادگى و مشاغلى كه حيدر آملى در جوانى در دربار امير به عهده داشت زندگى سيد حيدر با يكى از پر آوازه ترين خاندانهاى فرمانروايى مازندران يعنى خاندان باونديان پيوند دارد . حيدر آملى با تجديد خاطرهء اميرى كه در خدمت أو بوده است با افتخار نسب أو را به ساسانيان مىرساند . همينطور نامهاى إيراني تبار اين خاندان كه از نامهاى پهلوانان حماسهء ملى گرفته شده است ، در طول سده ها ، با نامهاى اسلامى آنان پهلو به پهلوى همديگر قرار دارند . براى اينكه بتوانيم طرح كلى مربوط به شرح حال را كه پايينتر خواهد آمد دقيقتر كرده باشيم چند نكتهء اساسى را متذكر مىشويم . حيدر آملى از اسامى و حوادثى ياد مىكند كه در تمامى موارد با آن چه كه از منابع ديگر بر مىآيد تطبيق نمىكند . البته مىتوان پذيرفت كه حيدر آملى مىبايستى خاطره اى دقيق از اين حوادث داشته باشد ولى اينجا نمىتوان در اين بحث وارد شد . سلسلهء باونديان هفت سده در طبرستان فرمانروايى كرد ( سالهاى 46 تا 750 هجرى ) . نسب آنان از طريق يزدگرد ، انوشيروان و پرويز به ساسانيان مىرسد . اين سلسله به طور متواتر سه شاخه را در بر مىگرفت . سومين شاخه كينه خواريه در فاصلهء سالهاى 635 تا 750 فرمانروايى كرد و جد آنان حسام الدولة أردشير بن كينخوار نام داشت . هشتمين جانشين حسام الدولة أردشير و آخرين فرمانرواى سلسله فخر الدولة حسن بن شاه كيخسرو بن يزدگرد بود كه شانزده سال ( 50 - 734 ) حكومت كرد . همين امير بود ، كه سيد حيدر آملى را به نزد خود خواند و سپس أو را به وزارت منصوب كرد سيد حيدر از اين امير و پدرش به نيكى ياد كرده