الشيخ محمد تقي بهجت
433
جامع المسائل ( فارسي )
فصل ششم ديهء جنايت بر ميّت ديهء قطع سر ميّت ديهء قطع سر مسلمان آزاد يك صد دينار است ، و ديه قطع جوارح و اعضاء او به حساب ديه او تعيين مىشود مثل ديه حىّ با ديهء اعضاء او . و همچنين نسبت رعايت مىشود در ديه شجاج و جراحات او با ديهء خود او كه مذكور شد . و احوط ثبوت ديه در قطع واقع از روى خطأ است ؛ و اظهر مساوات با جنين است قبل از ولوج روح ، در كفاره . ديات مترتب بر ميّت صرف در وجوه خير مىشود و ديات مذكوره كه جنايات آنها بعد از موت مجنى عليه واقع شده ميراث نيست و صرف در وجوه خير براى ميّت مىشود ، حتى اگر ميت مملوك است اين ديه مال مالك نخواهد شد . و اگر مديون باشد ميّت و محلى از متروكات براى اداء دين تماماً يا بعضا نباشد يا ورثه امتناع نمايند واجب است بنا بر احوط بلكه خالى از وجه نيست اداء ديون از ديه ، آن چه كه احتياج به اداء از آن است كه اهمّ از سائر انتفاعات ميت است ، و احوط استيذان نائب امام است در غيبت . اگر ميت عبد يا ذمّى بود ، عُشر ديه حرّ ذمّى در دوّمى ، و عُشر قيمت عبد حىّ در آن [ اوّلى ] ثابت است . آن چه به قطع رأس الحاق مىشود اظهر الحاق جناياتى كه قاتل حىّ است ، به قطع رأس ميت [ است ] ؛ چنانچه در جنين كه ميت ملحق به او شده است اختصاصى ندارد ؛ و فرقى در ميت بين صغير و كبير و مرد و زن نيست با ارادهء عُشر ديه از يك صد دينار كه مختلف در زن و مرد . و الله العالم .