الشيخ محمد تقي بهجت
401
جامع المسائل ( فارسي )
حكم قطع دست اضافى دو دست براى يك زند ، يكى اصلى و در آن ديه است ، و دوّمى زائد و در آن حكومت است . و تميز اصلى به قوّت و اقوائيّت ، و عدم خروج از سمت ، و قياس در قدر و شكل ، به دست اصلى ديگر مىشود . اگر به علامتى تمييز داده نشدند ، در قطع يكى ، بيش از حكومت ، متيقن نيست در صورتى كه از اكثر كه نصف ديه است زائد نباشد ؛ و در قطع هر دو ، ديه يك دست و حكومت براى ديگر ثابت است . و اگر هر دو دست قطع شد ، از قاطع واحد ، پس براى اوّلى كه تأديهء حكومت كرده اگر متعقب به قطع ديگرى شد ، لازم است تأديهء ديه يك دست كه لازم براى يك اصلى معلوم بالاجمال است ؛ و اگر قاطع ، دو نفر است بر هر كدام بيش از حكومت براى قطع يكى بحسب ظاهر نيست ، و علم اجمالى به نقص مؤدى يكى از وظيفهء واقعيّه ، مؤثر در حق هيچ كدام نيست . ذراع بى كف ، عضد بى ذراع ، كف بدون انگشت اظهر در ذراع بى كف اگر چه از مرفق قطع شود ، و عضد بى ذراع كه از منكب قطع شود ، نصف ديه يد است نه حكومت ، و استثناء حكومت دست بى كف از ديه يك دست محتمل است و مورد احتياط است . و همچنين در قطع كف بدون اصبع ، يعنى در ثبوت ديه دست با استثناء حكومت دست بى انگشت ، اگر اجماع نباشد بر ثبوت حكومت در فرض مذكور . و بر تقدير حكومت اگر يك انگشت داشته پس از آن كف قطع شده ، ديه يك انگشت و حكومت كفى كه چهار انگشت نداشته بر او است . 11 - انگشتهاى دست و پا 11 - در انگشتهاى دهگانهء دست ، ديه كامله است ؛ و همچنين در انگشتهاى دهگانهء پا ؛ پس در هر انگشتى از انگشتهاى دست ، عُشر ديه است ، و همچنين در هر انگشتى از انگشتهاى پا .