الشيخ محمد تقي بهجت
377
جامع المسائل ( فارسي )
كشتى ، ضامن قيمت وقت انداختن آن است اگر قيمى است . و اگر در غير موقع خوف ، تقاضاى القاء با ضمان كرد ، پس با اندراج آن در جعاله ، ضمان متّجه است . انداختن كالاى ديگرى در دريا براى خوف از هلاك اگر متاع غير را القاء در دريا كرد بدون اذن مالك ، براى خوف بر مالك يا خودش يا غير ، ضامن است براى مالك اگر چه واجب باشد در بعض احوال . عدم ضمان در فرض از بين بردن كالاى كسى براى حفظ آن شخص و اگر براى خوف بر نفسِ مالك القاء كرد و براى غيبت مالك يا عدم مهلت استيذان يا عدم اذن مالك به جهت جهل به موضوع و غفلت و عدم اطلاع ، با عدم تمكن از استيذان از حاكم شرع ، دور نيست عدم ضمان بحسب حكم واقعى ، به جهت ولايت عدول مؤمنين در فرض مذكور كه مصلحت مالك است ؛ مصلحت ديگرى هم باشد يا نباشد . اگر بگويد « كالاى خود را به دريا بينداز من و همه ضامن هستيم اگر ترك القاءِ واجب كرد تا هلاك شد نفسى يا مالى در كشتى ، آثم است نه ضامن . اگر گفت : متاع خود را در دريا بينداز و من با مسافرين در كشتى ضامن آن هستيم ، پس اگر مغرور شد و متاع خود را انداخت ، آمر ، ضامن جميع است ؛ و همچنين هر كدام از راكبها كه اذن داده بودند يا اجازه نمودند . و اگر غرورى نبود ، ظاهر عبارت به تنهايى ، اشتراك است و به مقدار خودش بعد از توزيع بر جميع ، ضامن است ؛ و ديگران ضامن حصص نيستند مگر با اعتراف به اذن يا اجازه يا ثابت شدن آنها ؛ كما اين كه با اعتراف آنها و مثل آن ، هر يك ضامن جميع هم مىشوند . و اگر ادّعاى ارادهء اشتراك نمود و ديگران امتناع كردند ، پس در قبول قول او راجع به نيّت او با عدم تضمين ديگران به جهت امتناع ايشان ، يعنى بعضى يا همه آنها تأمل است ، زيرا نتيجه بر ضمان جميع مال مترتّب است و حصّه مناسب آن است ، لذا تضمينِ آمر ، جميع را موافق ظاهر حال است ؛ نه آن كه ترك تفحص از مقصود ، تفريط است از ملقى .