الشيخ محمد تقي بهجت

376

جامع المسائل ( فارسي )

چاه ، يا آن كه يكى متعدى نيست ، ضمان نصف ديه يا قيمت بر مختار متعدى است . اگر شريك بودند در حفر در غير ملك ، هر دو ضامن هستند با توزيع ديه يا قيمت به قدر عمل هر كدام . و همچنين اگر براى همين مقصد يكى تا نزديك آخر رسانيد و ديگرى اتمام كرد . اجتماع غرض نافع و حفر مهلك و اگر يكى براى غرض نافع حفر كرد تا حدّى كه بر آن جنايتى مترتب نمىشود ، و ديگرى حفر كرد تا حدّ اهلاك ، احتمال دارد ضمان دوّمى تمام ديه يا قيمت را . گذارنده سنگ در معبر و حركت دهندهء آن اگر به سبب سنگى كه در معبر گذاشته شده عابرى غير متسامح كه معذور باشد سقوط كرد ، ضمان بر گذارنده سنگ است . و اگر كسى آن را حركت داد از محلش به واسطهء لغزيدن ، و ديگرى به واسطهء آن در آن محل سقوط كرد ، ضمان بر اولى است اگر نقل بىاثر بوده ، و بر دوّمى است اگر بدون نقل ، مؤثر در غير تحريك [ تحريك غير ] مثل اول نبوده ؛ و بر هر كدام كه غير متعدى باشد ضمان نيست بنا بر اظهر . سقوط دو نفر در حفره اى و تأثير اجتماع در هلاك اگر ساقط شدند دو نفر در حفره اى و هر دو به مداخلهء وقوع ديگرى هلاك شدند ، ضمان بر حافر به حفر عدوانى است . و اگر حفر عدوانى نبود و با تدافع در آن بدون عمد واقع شدند ، هر كدام يا عاقلهء او نصف ديه ديگرى را ضامن است ، يعنى در شبه عمد يا خطأ محض . و اگر بدون مداخلهء وقوع ديگرى افتادند و هلاك شدند ، ضامن همديگر نيستند و حافر ، ضامن است اگر متعدى است . اگر بگويد : « براى حفظ كشتى مال را در دريا بياندازد » اگر گفت : « متاع خود را در دريا بينداز تا كشتى سالم از غرق بشود » ، پس انداخت بدون اكراه ، كسى ضامن نيست . اگر گفت : « مال خود را بينداز در دريا و بر من است ضمان آن » ، در وقت خوف بر