الشيخ محمد تقي بهجت
372
جامع المسائل ( فارسي )
اگر حيوان كسى بر حيوان ديگرى آسيب بزند 11 - اگر داخل شد حيوان مملوكى بر حيوان مملوك مالك ديگر و بر آن جنايتى وارد كرد ، ضامن است مالك حيوان داخل با تفريط مالك در ضبط لازم آن . و اگر حيوان ديگر بر داخل جنايتى وارد كرد در فرض مذكور ، صاحب آن ضامن براى صاحب حيوان داخل شد [ نيست ظ ] . پس اگر بطور فرار از محل خودش خارج شد و داخل بر ديگرى شد و جنايتى وارد كرد ، چون مالك آن تفريط در حفظ لازم نداشته ضامن نيست . اگر سگ خانه اى ، واردِ بر آن خانه را بِدَرَد 12 - كسى كه داخل خانه جماعتى شد پس سگ حراست آنها او را دريد پس اگر با اذن ايشان داخل شد ضامن هستند جنايت سگ را ، و گر نه ضامن نيستند . و همچنين اگر در روز داخل شد با شهادت حال بر اذن ؛ بخلاف شب با شهادت حال بر عدم اذن . و اگر بعضى اذن دادند ، با جواز دخول با اذن آن بعض ، ضامن است خصوص اذن دهنده . و اگر اختلاف در اذن شد ، قول منكر مقدم است مگر با شهادت حال بر اذن . و مراد از اذن ، خصوصى است و آن چه جارى مجراى آن باشد ، نه عمومى به نحوى كه كشف از التزام به لوازم دخول ننمايد اگر چه شرعاً جائز باشد دخول با آن . تفصيل بين راكب و سائق دابه در ضمان بر دست و پاى دابّه 13 - راكب دابّه و قائد آن ، ضامن جنايت آن است به اصابت با دستهاى آن ، و ضامن اصابت با پاهاى آن نيست مگر سائق ، و مراد [ از ] اصابت به غير ، وضع قدم است كه فرقى با وضع يد ندارد . و سائق ، ضامن اصابت دستها و پاها است . و همچنين است ضمان راكب و قائد و سائق ، اصابت دابه را در حال وقوف ، به هر يك از دستها و پاهاى آن . و اظهر لحوق سر و گردن بلكه مقاديم بدن به دستها است در ضمان . و اظهر خروج صورت علم به عدم تفريط راكب در جنايت دستها ، و علم به تفريط راكب در جنايت پاها است از حكم به ضمان در اول و عدم در دوّم . و اگر ركوب بر عكس [ بود ] ضمان بر عكس مىشود در صورتى كه متمكن از ضبط