الشيخ محمد تقي بهجت

373

جامع المسائل ( فارسي )

پشت مركوب مثل تمكن راكب و قائد از روبروى دستهاى مركوب باشد ، نه آن كه ركوب بر عكس از روى اضطرار و فاقد تمكن راكب از طرف پشت مركوب باشد . و چون مستظهر از روايات باب ، ضمان در غير صورت علم به عدم تفريط و عدم ضمان در غير صورت علم به تفريط است ، پس اظهر جريان ضمان به تسبيب است در مقام ، و عدم انحصار به مباشرت ؛ مثل آن كه به اصابت ، ابطال نمايد دستهاى دابّه ، ضوء چشم شخصى را . عدم مانعيّت نسيان و غفلت از ضمان به تفريط و در باب ضمان ، نسيان و غفلت ، مانع از ضمان به تفريط نمىشود . و اگر نگاهداشت دابّه را ، ضامن جميع جنايات از جميع اطراف آن است ؛ و صورت علم به عدم تفريط ، خارج است . تلف شدن شخصى در اثر زدن دابّه اگر با زدن و نحو آن ، دابّه مضطرب شد و كسى را تلف كرد ، ضارب ، ضامن است چه راكب باشد چه اجنبى ، مگر آن كه ضرب در مقام دفاع ، از ضارب بوده ، كه ضامن نيست . اگر سائق و راكب و قائد همه باشند ، شريكند در ضمان در صورت اشتراك ، يعنى اگر هر كدام منفرد بود ، ضامن بود . و منفرد است در ضمان آن چه مخصوص است به ضمان آن بعضى از اينها ؛ و همچنين است اجتماع دو صنف از اينها . و اگر مورد قطار بود ، در ضمان قائد ، اول را ، و سائق ، آخرى را به نحو مذكور در واحد كلامى نيست ؛ و ضمان سائق ، متوسط را و اصابت پاهاى متقدّم را مبنىّ بر تمكن از ضبط غير متأخر است اصابت آنها را با پاها ، و تحقق تفريط به اين جهت است . فرض وحدت و تعدد سائقها و اگر دابّه متعدد باشد ، سائق واحد ، ضامن است در صورت قدرت بر ضبط متعدد ، مثل واحد به نحوى كه در واحد گذشت . و اگر سائقها متعدّد باشند يا قائدها متعدد باشند ، شريكند در ضمان در صورت ضمان واحد . و همچنين متعدد از سائق با واحد قائد يا بر عكس ، و متعدد از هر كدام با متعدد از ديگرى .