الشيخ محمد تقي بهجت
329
جامع المسائل ( فارسي )
قصاص در عضو مجذوم و عضو مجذوم ، به مثل آن و به صحيح قصاص مىشود ؛ و قصاص صحيح به سبب مجذوم ، مبنى بر محفوظيت مماثلت است ، و با عدم آن ديهء شرعى ثابت مىشود . قصاص در بينى بينى شامّ و غير شامّ ، به مثل آن قطع مىشود به قصاص ، و همچنين غير شامّ به شامّ ؛ و اما شامّ به غير شامّ پس اگر مبطل شمّ بشود ، خالى از تأمل نيست و همچنين تدارك به ردّ تفاوت . و اقسام آن از اقنى و افطس و غير اينها فرقى ندارند . و در مثل صحيح با مجذوم ، مبنى بر تحقق مماثلت است ، چنانچه در نظير آن گذشت ، و همچنين صحيح به مستحشف . و بر تقدير رجوع به شلل ، منقول است اتفاق بر اين كه ديهء قطع آن ثلث است و ايجاد اين صفت در بينى دو ثلث ديه دارد ، و لازمه اش عدم قصاص است به جهت عدم مماثلت . در نرمى سرِ بينى كه « مارن » ناميده مىشود قصاص است در تمام و بعض ؛ و اگر از قصبه انف هم قطع شد ، قصاص در غير مارن موقوف بر تحقق مماثلت است ؛ و اگر در تمام قصبه محقق است ، در بعض ، نسبت ملاحظه مىشود . اگر قطع كرد سالم ، قصبهء ديگرى را كه مارن آن را ديگرى قطع كرده است ، پس در قصاص با ردّ تفاوت يا انتفاء قصاص تأمل است و در كفّ بدون اصابع گذشت . اگر قاطع قصبه هم فاقد مارن بود ، پس مماثلت و قصاص ، اظهر است . اگر بعض بينى را قطع كرد ، پس در ملاحظه نسبت در قصاص يا مساحت تأمل است ، احوط اختيار اقل الأمرين است و اداء ديه است نسبت به زائد غير مقطوع در قصاص . و در يكى از دو منخر ( كه سوراخ بينى است ) قصاص است با رعايت مماثلت در يمين و يسار ؛ و در حاجز بين آن دو با رعايت مماثلت در حدّ . قصاص در گوش و در گوش ، با اختلاف در آن قصاص هست ، و بين مثقوب و عادى و غير آن فرقى نيست . و همچنين مخروم يعنى مقطوع به صحيح و به مخروم قطع مىشود . اما قطع