الشيخ محمد تقي بهجت

319

جامع المسائل ( فارسي )

شلل و در محلّ و در اصالت و زيادت ؛ پس قطع نمىشود به قصاص ، يد صحيحه به سبب يد شلاء ، و متعيّن است ديهء آن يد ؛ و قطع مىشود شلاء به سبب صحيحه ، مثل آن كه قطع مىشود به سبب شلاء در صورت عدم خوف يا علم سرايت به نفس با رجوع به اهل خبره ، كه رعايت آن اهم است از رعايت عضو مقطوع ، و در صورت خوف سرايت ، متعين است انتقال به ديهء آن عضو . لزوم مراجعه به خبره براى عدم سرايت در قصاص و اظهر در حدودى كه قطع يد به تنهايى وظيفه باشد مثل يد سارق و محارب فى الجمله ، رعايت عدم خوف سرايت است بعد از رجوع به اهل خبره . مراد از شلل مراد از شلل مانع از قطع : خشكى عضو است و تعطَّل آن از عمل اگر چه در آن ، حرارت و احساس و حركت ضعيفه باقى باشد . عدم لزوم تساوى در سلامت مطلقه و تساوى در سلامت مطلقه لازم نيست ؛ پس برص و عرج ، مانع در قصاص نيست ، و ضرر مقتص منه به سبب تفاوت ، تدارك به اداء تفاوت از قصاص كننده مىشود . شلل داشتن بعضى از انگشتان اگر بعض اصابع مقطوع به جنايت ، شلل داشت ، قصاص نمىشود صحيح الاصابع از كفّ ، بلكه در خصوص چهار اصبع صحيحه ؛ و ثلث ديهء صحيحه براى اصبع شلاء مأخوذ مىشود و ارش بقيه كفّ مأخوذ مىشود . و اگر بر عكس ، اصابع مجنى عليه صحيحه بوده و اصبعى از جانى در يد موافقهء با مقطوعه شلل داشته ، كفّ جانى در قصاص قطع نموده [ مىشود ] چون قصاص مىشود از ناقص براى كامل ، مگر آن كه خوف سرايت به واسطهء شلل اصبع باشد كه قصاص در اصابع صحيحه مىشود و ديهء يك اصبع صحيحه و ارش تمام كفّ ، مأخوذ مىشود . اعتبار تساوى در محل با امكان ، در قصاص و معتبر است در قصاص : تساوى در محل با امكان ؛ پس دست راست براى راست