الشيخ محمد تقي بهجت

31

جامع المسائل ( فارسي )

بدون فرق بين صورت وجود صغير و مولَّى عليه در صاحبان طريق يا نه . نحوهء محقق شدن راه عمومى شارع عام و طريق نافذ تحقق آن به طرقى مىشود : از آن جمله اين كه قوافل و مسافرين از طريقى در موات استطراق نمايند مرّات عديده به طورى كه گفته شود راه اين مقصد همين است و عملًا براى اين جهت احياء شده است . و از آن جمله ، شخصى از ملك شخصى خودش راهى باز نمايد براى مقصدى براى عموم مردم و بعضى از آن راه سلوك نمايند . و از آن جمله جماعتى در ضمن احياء قريه اى از موات ، مسلكى را نافذ در آن معين نمايند كه معبر بين خانه هاى آن قريه باشد و مفتوح باشد از طرفين . شارع عام اگر واقع بين املاك اشخاص بود ، حريم ندارد ؛ پس موات واقع بين املاك اشخاص اگر محلّ استطراق شد و شارع شد ، توسيع آن بر كسى نيست اگر چه كمتر از محل حاجت عابرين باشد . لكن اگر محدود به موات از دو طرف يا يك طرف باشد ، حريم براى آن ثابت است و ديگران نمىتوانند احياء نمايند براى خودشان مواتى را در طرفين يا يك طرف به حدى كه باقى براى شارع ، كمتر از هفت ذراع باشد . و اگر احتياج فعلى به بيش از هفت ذراع باشد ، مىتوانند عابرين ، تصرّف براى شارع در طرفين آن ( اگر از موات يا مباح باشد ) نمايند ؛ و ديگران نمىتوانند متصرَّفِ براى شارع را احياء براى اغراض شخصيه خودشان نمايند ؛ بلكه توسعه شارع ، به منزله احداث شارع در موات است كه براى احتياج عابرين جائز است با تصدى حاكم يا عدول مؤمنين در صورت فقد حاكم . و محتمل است بر آمدن اين مطلب از مردم بحسب دعوت حاجت و ضرورت و جريان امر آنها به استطراق ازيد در صورتى كه به محذور ديگرى منتهى نشود . و متفرع است بر اين ، اين كه اگر ملك شخصى در بين موات به قدر چهار ذراع مثلًا بود و آن را تسبيل براى طريق بودن نمود ، ديگران نمىتوانند