الشيخ محمد تقي بهجت

311

جامع المسائل ( فارسي )

عفو مجّانى يا قصاص ، مگر با ضمان ديون يا عفو از زائد از مقدار دين يا صلح بر مقدار قابل اداء دين . كشته شدن جماعتى توسط يك نفر به تعاقب 8 - اگر يك نفر ، جماعتى را به نحو تعاقب كُشت ، ولىّ هر كدام از مقتولين ، حق قصاص بدون اداء ديه به جانى را دارد بدون ارتباط بعضى به بعض ؛ پس اگر اجتماع نمودند و توكيل كردند مستوفى قصاص را ، حق همه ساقط مىشود ؛ و اگر اجتماع نكردند [ آيا ] حق مبادرت براى سابق است ، يا براى كسى كه قرعه او را تعيين مىنمايد ، يا آن كه همه مساوى هستند و هر يك مىتوانند مبادرت نمايند ؟ اقرب سوم است ؛ و در صورت تنازع ، توكيل يا تعيين به قرعه مىنمايند مستوفى را . و هر كدام استيفاء نمودند و مبادرت در آن نمودند ، حق ديگران ساقط مىشود از قصاص ؛ و اما ديه ، پس اگر قبل از مبادرت ، يكى از اولياء مصالحه بر ديه كرد مستحق آن است على أيّ تقدير و حق ديگران از قصاص ساقط نمىشود ؛ و گر نه استحقاق غير مستوفى ، ديه را ، از تركهء جانى ، معلوم نيست بلكه اظهر عدم است . قتل دفعى چند نفر و همچنين اگر يك دفعه همه را به قتل رسانيد ، مگر در احتمال تقدّم سابق در استيفاء قصاص ، و گذشت عدم رجحان . قتل خطائى جانى توسط اجنبى و اگر اجنبى ، جانى را از روى خطأ كشت ، استحقاق اوليا ، ديه را ، از تركه جانى ، معلوم نيست ، بلكه اظهر انتفاء آن است ، چنانچه در نظيرش گذشت . و احوط اداء ديه است در دو فرع متقدم و در صورتى كه اجنبى عمداً به قتل رسانيد جانى را و صلحاً اداء ديه به ورثهء او كرد ، در صورتى كه در اين موارد از بيت المال تأديهء ديه نشود . توكيل براى قصاص و تفريعات عزل وكيل 9 - اگر توكيل نمود در استيفاء قصاص مانعى ندارد ؛ پس اگر عزل كرد وكيل را قبل از