الشيخ محمد تقي بهجت

26

جامع المسائل ( فارسي )

داخل در تحجير خودش و پس از آن احياء نمايد ؛ و اگر اختلافى پيش آمد در تمكن و حدّ آن ، نظر حاكم متبع است . اناطهء تحقق احيا به رساندن زمين به حدّ قابليّت فعلى در احياء مفيد ملك ، رسانيدن زمين به حد قابليت انتفاع فعلى ( به ازاله موانع كه لازم است در همه احياها ، و ايجاد خصوصيات خاصه به هر كدام از مزرعه و خانه و بستان و قنات و چاه به طورى كه صدق يكى از اين عناوين نمايد و مقصود احياء كننده باشد و مناسب او باشد ) با آن تملك حاصل مىشود ( به طورى كه در خانه آمادگى براى فعليت سكنى باشد ، و براى فعليت زرع در مزرعه و غرس درخت در بستان و كشيدن آب از چاه و جريان آب از چشمه ها در قناة و مهيا كردن زمين براى آمدن آب از شط مثلًا به سوى زمين نهر و اجراى آب براى امكان انتفاع در هر يك از مزرعه و بستان كه آب باران كافى براى آنها نيست لازم است در احياء قبل از فعليت انتفاع ) و اينها امورى است كه عرف ، مرجع است در آنها كه به چه چيز محتاج است در وجود و صدق يا در كمال مسمى به آن اسم . و اما قبل از وصول به صدق يكى از عناوين در عرف پس [ اين احياء ] با تحجير مشترك است در افادهء اولويت به تملَّك به احياء ، و احياء مملِّك محقق نمىشود . و تفصيل در صدق عناوين مذكوره ، مربوط به فقه نيست و مرجع در آنها اهل خبره از عرف مطلعين است . و با اختلاف و عدم مرجّح ، مرجع ، حاكم است ( و شايد در بعضى از موارد ، اختلاف بىثمر است چون اولويت ثابت است ) اگر اختلاف ثمره شرعيه داشته باشد .