الشيخ محمد تقي بهجت
181
جامع المسائل ( فارسي )
است ، و گر نه ثابت نيست مگر آن كه موجب ايذاء و تعزير آن باشد . « ديّوث » جامع بين مردان و زن خود ، « قرنان » جامع بين مردان و خواهر يا دختر خود ، و « كشخان » جامع بين مردان و مادر يا خواهر خود ، بر حسب منقول از بعض اهل لغت . و همچنين سائر الفاظى كه مفيد زنا يا لواط نسبت به مخاطب يا متعلقين او باشد . و ميزان ، قصد گوينده است اگر چه اجمالى در محصور باشد ، با واقعيت دلالت در عرف مقصود . سبّ و ايذايى كه تعريض به فحشا باشد و هر سبّ و ايذائى كه تعريض به زنا و لواط باشد بدون دلالت عرفيه ، بلكه مجرد احتمال حاصل آن باشد ، موجب تعزير است ؛ و از آن جمله است خطاب كسى به « ولد حرام » يا آن كه « حلال زاده نيست » ، كه احتمال وطى در حيض و صوم و احرام ، قائم [ است ] ، و عرفاً ظاهر در قذف به زنا نيست . و همچنين اگر به قصد قذف و ايذاء بگويد : ولد شبهه هستى ، يا آن كه : مادرت در حال حيض حامل به تو شد ، يا آن كه به زن خودش بگويد : نيافتم تو را در حال بكارت ؛ بخلاف آن كه به قصد اخبار بدون ايذاء باشد براى غرضى صحيح و عقلائى . و همچنين است در نفى حدّ و ثبوت تعزير ، دشنامهاى ديگر غير مربوط به زنا و لواط ، با عدم تظاهر و تجاهر مقصود به دشنام يا [ عدم ] استحقاق اهانت به كفر يا بدعت و اضلال . 2 - شروط قاذف معتبر است در قاذف : بلوغ و عقل ؛ پس صبى و مجنون اگر قذف كردند مسلم بالغ حرّ را ، حدّ قذف بر آنها نيست ؛ چنانچه براى آنها در حال مقذوف بودن نيست ؛ بلى اگر تعزير مؤثر است در صبى مميّز و بعض مراتب جنون ، ثابت است بر آنها ، براى جلوگيرى از ادامهء اين گونه امور . و اگر مجنون ادوارى بود و در دور افاقه قذف كرد ، در حال افاقه حدّ بر او ثابت است ، و محتمل است ثبوت آن بعد از قذف اگر چه در حال