الشيخ محمد تقي بهجت
434
جامع المسائل ( فارسي )
عمل يعنى اخراج از سجن مىنمايند فرقى بين عبد عاقل يا مجنون ، آبق يا غير او ، بالغ يا صبى نيست در حكم ضمان . و همچنين در مثل اين فرض در دابّه و طائر . و از اين علامت كه ذكر شد در افعال مقصوده براى اتلاف تسبيبى ، ظاهر مىشود حكم ضمان و عدم در دلالت سارق : كه اگر طورى است كه معلوم است سرقت او به دلالت ، ضمان دالّ ، خالى از وجه موافقِ محكىّ از « ارشاد » نيست ؛ اگر چه اقوائيّت مباشر ، مقتضى رجوع دالّ بر سارق است بدون عكس ؛ و اتّفاق اصحاب بر تقدير تماميت نقل ، مستند به قاعدهء مذكوره است كه اعم از ضمان و قرار است . باز كردن بند ظرف و تأمّل در ضمان موارد نادر و غير محتمل اگر بند ظرفى را كه با آن محكم شده است ازاله نمود پس ريخت آن چه در ظرف بود و تلف شد ، ضامن است به مباشرت اتلاف . و اگر بند را باز كرد و نريخت مگر به واسطهء حدوث بادى يا مثل آن كه قلب نمود ظرف را ، يا آن كه ريخت لكن فاسد نشد مگر به واسطهء تابش شديد آفتاب ، پس اگر در محل ترقب قلب و سبب آن باشد و افساد به سبب اذابهء آفتاب از حيث زمان و مكان ، ضمان به تسبيب است ؛ و اگر نادر و غير محتمل باشد قلب كننده يا فساد به تابش در آن زمان و مكان ، و به اتفاق و نادراً فاسد شد به سبب خاص ، پس در ضمان تأمّل است ، و اقرب در فرض نادر كه اشاره به آن شد عدم ضمان است ؛ چنانچه شاهد آن است كه اين گونه تصرفات براى اغراض عقلائيّه از محسنين واقع مىشود ؛ و شاهد ضمان در غير فروض نادره : كه عمداً به قصد اتلاف ، بعضى تسبيب به اتلاف به اين گونه امور مىنمايند . « 1 » و همچنين ازالهء اوراق درخت ميوه تا آن كه آفتاب فاسد كرد ميوه را ، مگر آن كه
--> « 1 » و اگر باز كرد بند ظرف را و خارج شد يا [ خارج ] كرد آن چه در آن بود و لكن جامد بود ، [ و ] ديگرى به توسط آتش آن را اذابه نمود ، احتمال اشتراك در ضمان ، و ضمان خصوص دومى كه مباشر اتلاف است ، و اختلاف به ترقب عمل دومى و عدم آن به ندرتِ اتفاق ، اقرب است .