الشيخ محمد تقي بهجت
411
جامع المسائل ( فارسي )
مىتواند در حال اضطرار ، مرتكب قتل بشود براى حفظ حيات خود . و اگر بر غير ، حقّ قصاص به قتل دارد و در حال اضطرار پيدا كرد او را نه غير او را ، مىتواند از قتل او استفاده حفظ حياة نمايد ؛ و در غير اضطرار اكل بعد از قتل ، جائز نيست مثل آن كه بعد از قتل متمكَّن شد از غير ميتهء آدمى ؛ و در قتل اطفال و زنهاى اهل حرب در حال اضطرار تأمّل است . اگر مضطر ، فقط بتواند با قطعه اى از بدن خودش ، سد جوع كند و اگر غير از خودش را پيدا ننمايد و بتواند با قطعه اى از بعض بدنش حفظ حياة نمايد ، و خوف بر خودش از جوع ، غالب باشد بر خوف از قطع مقدارى از گوشت ران خودش مثلًا به طورى كه بداند يا مطمئن به سلامت خودش از هلاكت باشد با اكل آن قطعه ، جائز است بلكه واجب است قطع ، به مقدار كافى در حفظ حياة تا زمانى كه مىداند ظفر به غير ميتهء آدمى نمىنمايد . و همچنين اگر خوف هلاك به سبب جوع ، اشدّ باشد از خوف آن به سبب قطع عضو . قطع عضو از شخصى ديگرى براى خود يا از خود براى ديگرى و چنين قطعى از ديگرى كه خون او مباح نيست جائز نيست ، اگر چه بداند سالم خواهد بود از مرگ بنا بر احوط ، به حسب مرتكزات دينيّه . و همچنين خودش نمىتواند عضوى از خودش را قطع نمايد براى مضطرى كه خوف هلاكت در او است ( اگر چه قاطع به سلامت خودش باشد و به هلاكت غير ، از جوع در تقدير عدم قطع ) بنا بر احتياط ؛ و اگر قطع كرد و زمان وصل آن گذشت يا ممكن نبود ، جائز و واجب مىشود اطعام مضطر . و اگر مضطر ، نبى يا وصى او باشد ، جائز است قطع عضو خودش براى مضطر نمايد ، اگر چه قاطع به عدم سلامت خودش باشد . اضطرار به شرب بعض مايعات محرّمه و اگر مضطرّ به يكى از خمر و بول نجس بشود و رفع عطش با هر يك مىتواند بنمايد ، تقديم مىنمايد بول را ؛ و اگر مضطر به يكى از آب متنجس و بول باشد ، تقديم