الشيخ محمد تقي بهجت

388

جامع المسائل ( فارسي )

و حكم طهارت جلَّال و طهارت عرق آن ( چنانچه مشهور است ) يا نجاست آن ( چنانچه محكىّ از « منتهى » است ) گذشت بيان آن در كتاب طهارت ؛ و لازم طهارت ، قبول تذكيه است براى انتفاع به پوست آن اگر چه محرّم باشد قبل از استبراء ، اكل لحم آن . كيفيت استبراى از جلل و لازم در عود حلَّيت به استبراء ، انتفاء صدق جلَّال ( يعنى معتاد به اكل عذره ) است ، در آن مواردى كه ثابت نباشد مدتى معيّنه براى استبراء و ممكن نباشد فهم حكم براى مورد ديگر به اولويت و نحو آن غير قياس . و آن چه در آن ، تقدير معتبر ، ثابت است ، اظهر عود حلَّيت است با آن تقدير اگر رعايت شود ، اگر چه فرضاً اسم جلَّال باقى باشد بنا بر اظهر . و ثابت است استبراء شتر - چه كوچك باشد چه مسنّ ، و چه نر باشد يا ماده - به چهل روز ؛ و استبراء گاو - اقسام مختلفهء آن - به بيست روز ، و احوط و افضل سى روز بلكه چهل روز است ؛ و استبراء گوسفند - اقسام و اصناف مختلفهء آن - به ده روز ؛ و « بطه » يعنى « اردك » به پنج روز ؛ و « دجاجه » يعنى مرغ به سه روز . و احتياط در رعايت زوال اسم با رعايت مقدّرات ثابته ، بىشبهه است . كيفيّت استبراء ، بستن حيوان جلَّال است و حبس كردن در محلى براى منع از تغذّى به عذره ، و به علف پاك آن را متغذّى كردن است در مدت مقدّره . اگر حيوان ، شير خوك بنوشد 2 - اگر حيوانى حلال گوشت آشاميد شير خنزير را و به حد اشتداد [ و ] نموّ از آن شير نرسيد ، مكروه است خوردن گوشت آن ، و مستحب است استبراء آن هفت روز ؛ و اگر به حدّ اشتداد استخوان و نمو روييدن گوشت از آن شير رسيد حرام است گوشت آن و گوشت نسل آن ، مگر آن كه مخلوط به حلالهاى ديگر بشود به نحو شبههء غير محصوره ؛ و فرقى نيست بين آن كه شير خوار ذكر باشد يا انثى ، در حرمت خودش و نسلش بنا بر اظهر . و اين حكم در شرب لبن كافره و سگ نيست .