الشيخ محمد تقي بهجت

361

جامع المسائل ( فارسي )

نمىنمايد ، اگر چه صائد ، ضامن عين با منفعت مغصوب است ؛ و صيد ، مملوك مُرسِل يا رامى است نه مالك سلاح يا كلب ، و قياس به صيد عبد مغصوب نمىشود . نجس بودن موضع مسّ كلب از صيد 11 - آن چه از صيد را مسّ نموده عضو كلب با رطوبت مثل دندان ، نجس است و بايد تطهير شود . لزوم ذبح بعد از صيد در فرض امكان و وجود حيات مستقر 12 - احوط مسارعت به صيد كلب يا سلاح است تا آن كه بر تقدير معلوميت حياة مستقره اش بعد از اصطياد ، با ذبح ، مذكى نمايد آن را ؛ و اگر با عذر يا بدون عذر ترك مبادرت كرد و پس از آن زهاق روح شد و احتمال داد كه بعد از اصطياد حياة مستقره آن باقى بوده و وقت ذبح داشته ، مشكل است تذكيه آن به مجرد اصطياد سابق . و اگر مبادرت كرد به نحو متعارف ، پس اگر ادراك كرد آن را و داراى حياة مستقره نبود ، به حكم مذبوح و پاك است ؛ و اگر داراى حياة مستقره بود و زمان ، وسعت ذبح آن را داشت ، بايد با ذبح تذكيه شود . و شرح حياة مستقره ( كه آيا به مجرد حركت اطراف حيوان حاصل است يا نه ) خواهد آمد إن شاء الله تعالى . اگر بعد از وصول آلت ذبح نداشت و اگر رسيد به حيوان بعد از اخذ كلب ارسال شده و وقت ذبح آن را داشت و آلت ذبح نداشت مشكل است اكتفاى به قتل مستند به سبب سابق ( كه اخذ كلب باشد ) در تذكيه . اگر زمان وسعت ذبح نداشته باشد و اگر زمان ، وسعت ذبح را نداشت با آن كه حياة او مستقره باشد و حركت او در نظرها حركت احياء بود نه حركت مذبوح ، پس مستند است قتل او به سبب سابق و مانعى از اكل او نيست ؛ و همچنين اگر قدرى از امتناع او باقى بود و مدافعه از ذبح كرد تا زهاق روح او و نتوانست ذبح نمايد . ترك ذبح و اگر امتناع نداشت و وقت ، وسعت داشت براى ذبح ، لكن ترك ذبح به اختيار