الشيخ محمد تقي بهجت

289

جامع المسائل ( فارسي )

« قادر » و « عالم » بشود با قرينيّت اضافه بر منوىّ ؛ و اگر مراد حلف به مقدور يا معلوم او است ( معانى موجبهء حال و صفت زائدهء اشعرى ) منعقد نمىشود . و چون لفظ ، قابل هر دو است اگر از عدليّه صادر بشود پس در صورت تعلَّق نيّت به أوّل ، احتياط متقدّم رعايت شود در صورت عدم قرينهء ديگر بر يكى از دو احتمال متقدّم . و اظهر انعقاد است در مثل « و عظمة الله » اگر قرينه بر ارادهء آثار عظمت خداى تعالى نباشد . ذكر لفظ قسم يا حلف و اگر بگويد « أقسم با لله » يا « احلف با لله » به قصد انشاء يمين ، منعقد مىشود ؛ و حكم به آن موقوف بر قرينهء بر انشاء است اگر چه حاليّه باشد ؛ و اگر بدون قرينهء انشاء ، انكار كرد و گفت قصد انشاء يمين نداشتم بلكه قصد اخبار يا انشاء وعد داشتم قبول مىشود ، مثل قبول اين ادّعاء در سائر مشتركات بين انشاء و اخبار به حسب دلالت لفظ ؛ و اگر قرينه بر انشاء يمين بود ، انكار متأخّر در حق غير ، قبول نمىشود . اگر مجرّد باشد لفظ « أقسم » يا « احلف » يا « أقسمت » يا « حلفت » از ضميمهء « با لله » ، يمين منعقد نمىشود . و اظهر كفايت ضمّ هر چه قسم به آنها منعقد مىشود با ضميمهء مثل كلمهء « واو » قَسَم است . و همچنين كلمه « أشهد » به جاى « أقسم » و نحو آن با ارادهء انشاء قَسَم به آن . و لزوم قرينهء بر انشاء در حكم و يمين در « أشهد » ( مثل اخبار خودش به ارادهء يمين ) احوط است ، و در حكم واقعىِ آن ، معتبر نيست بنا بر اظهر . و در « عزمت با لله لأفعلنّ » يا « أعزم با لله » جريان مذكور در « أشهد » يا « شهدت » محتمل است ، و اقتصار بر الفاظ شايعهء در قَسَم ، موافق احتياط است . و اما آن چه منعقد نمىشود به آن ، يمين ، اگر ذكر شود در مقام اخبار كاذب مثل آن كه بگويد « علم الله » نسبت به غير واقع و كذب ، يا بعضى از مذكورات بدون انشاء يمين ، پس موجب تشديد حرمت كذب مىشود .