الشيخ محمد تقي بهجت
288
جامع المسائل ( فارسي )
قسم مىخورد كار نيكى را به جا نياورد [ و ] ، كفّاره اش به جا آوردن آن است ؛ و يمينى كه در آن كفّاره است قسم خوردن بر ترك معصيت است ، كه [ اگر ] بعد به جا آورد ، واجب مىشود در آن كفّارهء معهوده ؛ و يمين غموس كه موجب دخول در جهنم است ، قسم خوردن بر حق مسلمانى كه حبس شود حقّ او . و آن چه متعلَّق مىشود به آن حنث و كفّاره ، يمين عقد است كه حلف بر فعل يا ترك در مستقبل است ، و محلّ بحث در اين كتاب است . 2 - آن چه با آن ، يمين منعقد مىشود منعقد نمىشود قسم به نحوى كه مورد حنث و كفّاره باشد مگر به ذات احديّت ( جلَّت عظمته ) يا ذكر ضمائم و خصوصيّات دالَّهء بر ذات مقدس او از غير اسماء ذات يا صفات ، مثل : « و الَّذي فلق الحبة و برأ النسمة » يا « و مقلَّب القلوب و الأبصار » يا « و الَّذي نفسي بيده » ؛ يا به اسماء مختصهء به او مثل الله ، و الرّحمن ، و ربّ العالمين ، و مالك يوم الدين ، و الأوّل الَّذي ليس قبله شيء ، و خالق الخلق ، و الحىّ الَّذي لا يموت ، و الواحد الَّذي ليس كمثله شيء ( در فرق بين غير دو اسم مقدس اول و قِسم اوّل ، نظر است ) [ به اسماء ] يا غالبهء در او مثل و الرّب ، و الخالق ، و الرازق ، و البارئ ، و الرّحيم ، و المتكبّر ، و القاهر . و حلف به غير آن چه ذكر شد تأثير در كفّاره ندارد ، و اظهر جواز تكليفى آن است بدون تحقّق كذب ، و كفّاره در آن نيست در مواردى كه به اسم خداى تعالى كفّاره لازم مىشود ، اين است حكم حلف به مخلوق . قسم به اسماء غير غالبه و احوط در اسماء غير غالبه ( مثل موجود و حىّ و سميع و بصير ) انعقاد ؟ ؟ يمين و لزوم كفّاره بر حنث است با نيّت ذات مقدسه ، و همين اظهر است اگر قرينهء حاليّه يا مقاليّه بر منوىّ تعالى باشد . و از اين قبيل است حلف به علم الله تعالى يا به قدرت الله تعالى اگر راجع به حلف