الشيخ محمد تقي بهجت
239
جامع المسائل ( فارسي )
قرعه رفع نزاع بين دو نفر مىشود و احوط صلح است . و اگر دعواى علم بر مُقِرّ نمودند ، قبول مىشود قول مُقِرّ با يمين او به عدم علم فعلى . ادّعاى بلوغ ( 2 ) دعواى صبى بلوغ را به « سنّ » يا « انبات » ، محل اعتبار و اختبار و استعلام است به مطالبهء بيّنهء ممكنه ؛ و به « احتلام » در صورت عدم افادهء اطمينان به قرائن مقرونهء به دعوى با يمين او يا مطلقاً ، مورد تأمّل و احتياط است ، و مقتضاى استصحاب ، عدم ترتّب آثار است در مواقع شك . و در لحوق صبيّه در دعواى بلوغ به حيض يا به احتلام ، به صبى در دعواى بلوغ به احتلام ، تأمّل است ، و احوط انتظار تبيّن حال است اگر چه به سائر علامات بلوغ باشد . مراد از اقرار در مقام و مراد از اقرار در اين موارد كه در بعضى از آنها مطالبهء بيّنه يا يمين مىشود ، جامع بين موصوف به اقرار و ادّعا است ، يعنى اصل اخبار از واقع ، كه در بعض موارد ، موصوف به مدّعى لنفسه على الغير و مطالَب به بيّنه يا يمين مىشود ؛ و در بعض موارد ، موصوف به اقرار و اخبار عمّا للغير على نفسه مىشود و بدون مطالبهء بيّنه از احدى مسموع مىشود . اقرار مراهق و اختلاف در بلوغ اگر مراهق اقرار كرد و بعد از آن با مُقَرّ له اختلاف در بلوغ نمودند ، پس اگر قبل از تحقّق بلوغ و حكم به آن است ، مطالبهء بيّنه بر بلوغ از مُقَرّ له مىشود در تقدير مسموعيّت دعوى از بالغ نسبت به كسى كه مستصحب است عدم بلوغ او و ثابت نشده باشد بلوغ او ، يا فرض نزاع در زمانى متأخّر از زمان اقرار كه اختلاف در بلوغ در آن زمانِ سابق بين دو بالغ باشد ؛ و اگر بعد از تحقّق بلوغ است ، پس لازمِ ترتّب آثار بلوغ بر حكم به بلوغ ، نفوذ اقرار و صحّت معاملات او است .