الشيخ محمد تقي بهجت
238
جامع المسائل ( فارسي )
و همچنين اقرار او ، از ثلث انفاذ مىشود براى وارث و اجنبى ، با تهمت و عدم آن ، و اين اظهر اقوال مذكوره در كتاب « حَجر » است . اقرار به مبهم و اقرار به مبهم قبول مىشود و مكلَّف مىشود به بيان ؛ و اگر امتناع از بيان نمود معامله مىكند حاكم با او به آن چه جائز و صلاح يا لازم مىداند ؛ و اگر امتناع نمود از بيان مىگويد : « ناكل محسوب مىشوى » ؛ و اگر امتناع و اصرار نمود ، احلاف مىشود مُقَرّ له و حكم مىشود با حلف او به آن چه ممكن است و مدّعى آن است ؛ و اظهر استفاده مرتبهء مناسب با معطىِ مقِر و معطى له كه مُقَرّ له است و عدم اكتفاى به اطلاق « مال » بر اول مرتبهء ماليّت دار است كه به منزلهء حمل بر هزل است ؛ و همچنين اطلاق « چيز » به حبّه اى از حنطه . و اين استظهار ، مطَّرد در اقرار و وصيّت و نحو اينها است ؛ پس در قبول تفسير مطابق اطلاق ، تأمّل است ، بخلاف تفسير به مرتبه دوم و سوم و هكذا كه مقبول مىشود . ترديد در اقرار اگر بگويد : « براى فلان است بر من يك منّ گندم يا جو » در ذميّات يا يكى از اين دو در خارجيّات ، الزام به بيان و تفسير مىشود و قبول مىشود تفسير به ممكن و محتمل ، اگر تناسب ، تعيينِ خلاف نكند چنانچه گذشت . و اگر مُقَرّ له نفى كرد ، حق او بر ذمه ساقط مىشود ، و در عين شخصيّه منتظر وضوح امر مىشوند ؛ و در صورت عدم ، محتاج به صلح يا قرعه است و احوط صلح است ؛ و گر نه از هر دو مسلوب است تا آن كه يكى رجوع نمايد . جهالت در مُقِرّ له و جهالت در مُقَرّ له مثل جهالت در مُقَرّ به ، محتاج به تفسير مُقِرّ است ؛ و با تفسير او ، انكار يكىِ غيرِ معيّن به تفسير ، اثرى ندارد و مخاصمه واقع نمىشود اگر بگويد « بر من براى يكى از اين دو است » و بعد تفسير نمود . و در صورت عدم تفسير ، با صلح يا