الشيخ محمد تقي بهجت

140

جامع المسائل ( فارسي )

كتابت و اشاره باشد ، مثل اين كه كتابت نمايد شهادات را و چهار مرتبه به آن مكتوب اشاره نمايد با فهم انشاء با قرائن . و همچنين اگر ناطق بود و لكن متمكَّن از تلفظ به عربى با فهم معنى نبود ، كه به لغت خودش مىتواند انجام لعان بدهد ؛ همانطور قذف و نفى ولد ، اختصاص به عربيّت لفظ ندارد . زوال مرض بعد از لعانِ با اشاره اگر قذف و نفى ولد و لعان را با اشاره مفهمه انجام داد ، بعد مرض زائل شده و به نطق آمد و گفت : « قصد لعان با اشاره نداشتم » ، آن چه بر او است قول او در آن ، مسموع است ، مثل لحوق نسب و ثبوت حد ، بخلاف حرمت مؤبّده كه براى او است ؛ و مىتواند فى الحال لعان نطقى نمايد براى اسقاط حد و نفى ولد ، در صورتى كه حكم نفى نگذشته باشد . و اگر بگويد : « با اشاره قصد قذف نداشته بودم » ، مسموع نيست در حق غير كه ثابت شده است . نفى ولد مجنونه اگر نفى كرد ولد مجنونه را ، بدون لعان منتفى نمىشود ، پس اگر افاقه حاصل شد و لعان كرد منتفى مىشود ، و گر نه ملحق است شرعاً و زوجيّت باقى است . تحقق نفى در ولد شبهه و با انكار واطى ، ولد موطوئه به شبهه را ، از او منتفى مىشود بدون لعان ، بلكه ملحق به او نمىشود مگر با اقرار او ، يا اعتراف به اين كه در زمانى كه ممكن است الحاق ولد به او بشود غير او وطى ننموده است به نحوى كه معلوم او باشد ، كه در قوهء اقرار به ولد از او است در صورتى كه زوج حاضر با زن نباشد . وجوب نفى ولد بر زوج با اختلال شروط اگر زوج بداند اختلال شروط الحاق به خودش را ، واجب است بر او نفى ولد در حال اختيار و عدم اضطرار ( و همچنين كذب در الحاق جائز نيست در غير اضطرار ) تا در امر نسب و احكام آن از ارث و تناكح ، در خلاف ، واقع نشوند ، چه عالم به زناى