الشيخ محمد تقي بهجت

111

جامع المسائل ( فارسي )

كفايت دو ماه قمرى در كفاره 3 - دو ماه هلالى ، روزهء آن مجزى است اگر چه يكى از آنها يا هر دو ناقص باشد . و اگر بعض اول را روزه گرفت و دوّمى را تمام كرد ، تكميل اوّلى لازم است ، لكن محتمل است هر دو ماه منكسر باشند كه با دو سى روز ، اتمام بشوند ؛ و محتمل است فقط تكميل اول به روزه گرفتن در مقدار فائت از آن ، لازم باشد ، و محتمل است تكميل اول فقط به سى روز ؛ و رعايت احتمال اول ، احوط است ؛ پس اگر روز آخرِ رجبِ ناقص را روزه گرفت و بعد از آن اتمام كرد شعبانِ ناقص را ، پس بنا بر تكميل اوّلى به قدر سى روز ، 29 روز از شوال روزه مىگيرد ؛ و بنا بر تكميل اولى به قدر فائت ، 28 روز از شوال را روزه مىگيرد ؛ و بنا بر انكسار هر دو ، تتابع منتفى مىشود بنا بر اخلال فصل رمضان به تتابع چون كه بيش از 30 روز ، روزه نگرفته است . و در صورتى كه ماه سيّم رمضان نباشد ، اگر يك روز از سيّم را روزه گرفت ، تتابع در بقيه كه 29 روز است بر تقدير انكسار هر دو ، لازم نيست . مراد از عجز و قدرت در خصال كفاره 4 - اعتبار در عجز و قدرت نسبت به خصال كفاره ، به حال اداء واجب است نه زمان ايجاب ؛ پس اگر بعد از وجوب عتق مقدور ، عجز طارى شد به نحو متقدّم در صدق عرفى عجز ، پس از آن در مرتّبه روزه گرفت ، پس از آن قادر بر عتق شد ، واجب نمىشود بر او عتق . 5 اگر عبد معتَق شد ، پس از آن [ شخص ] متمكَّن شد از عتق قبل از تكفير به صوم ، اظهر وجوب عتق است بر او اگر چه در حال وجوب ، عاجز و عبد بوده است . لزوم صبر براى وصول مال غائب ، در كفاره 6 - اگر صاحبِ مالِ غائبى باشد كه در زمان قريب ، متوقَّع است وصول آن ، اظهر وجوب صبر است براى عتق و عدم مبادرت به صوم است ؛ و اگر متضرر مىشود به صبر در كفارهء ظهار به واسطهء شاق بودن ترك مقاربت به مشقت شديده ، اظهر جواز