الشيخ محمد تقي بهجت
597
جامع المسائل ( فارسي )
و جايز است مسواك كردن حتى به چوب تر ، بلكه سنت است مطلقا ، لكن اگر مسواك را بيرون نياورد مادامى كه مسواك مىكند ؛ و اگر بيرون آورد ، آبِ أو را فرو نبرد ، يعنى اگر به دهانش دوباره داخل كرد ، نگذارد آن آب ، داخل حلق بشود « 1 » . ريختن دوا در داخل بينى يا گوش و . . و همچنين جايز است دوا ، داخل احليل نمودن تا آن كه به جوف برسد و مفطر نيست ؛ و همچنين دوا در جراحت ريختن به نحوى كه به جوف برسد . س چيزى از دوا در دماغ كردن به نحوى كه وارد بر حلق بشود و داخل در جوف شود جايز است يا نه ؟ ج احوط ، بلكه اقوى ، اجتناب [ از ] آن است اگر صدق اكل يا شرب نمايد « 2 » و
--> « 1 » مگر آن كه به قدرى كم باشد كه مستهلك شود در آب دهان . « 2 » اظهر عدم صدق است ، لكن اگر از طريق حلق داخل شد ، اظهر افساد است اگر چه صدق اكل يا شرب ننمايد ، بلكه تناول طعام يا شراب از طريق حلق ، كافى است ، لكن در صورتى كه عالم باشد به وصول مفطر . و اگر و اصل شد اتفاقاً بدون علم به وصول ، احوط قضا است در غير تداوى لازم فعلى در زمان روزه ، چنانچه در مضمضه گذشت ، و همچنين است استنشاق . و فرقى نيست در تفصيل مذكور ، بين آن كه چيزى داخل بينى كند ، يا سرمه بكشد به چشم ، يا تقطير دوا در گوش نمايد ؛ و مانند آن چه مقدّم شد از ادخال دوا در احليل يا با ريختن آن در زخم بدن است ، نيزه و خنجر فرو كردن در جوف در عدم افساد ، اگر چه با مباشرت صائم يا منسوب بودن به خودش باشد . ( حكم تزريق آمپول و غير آن در حال روزه ) و اما تزريقات متعارفهء مستحدثه ، پس آن چه از قبيل تقويت است و به جاى اكل و شرب است ، الحاق آن به تناولات ، خالى از وجه نيست ؛ و همچنين آن چه ايصال به معده است و به جاى متناوَل از طريق حلق است و فارق ، مجرد طريق است ، پس احتياط در اجتناب است ، بلكه خالى از وجه نيست الحاق به معلوم ؛ و در غير اين دو صورت ، اظهر جواز است ، و از مشكوك الحال در اين كه از دو قسم هست يا نه ، اجتناب لازم نيست .