الشيخ محمد تقي بهجت

543

جامع المسائل ( فارسي )

ج در اين صورت ، حكم نمايد به درك نكردن امام « 1 » مثل كسى كه يقين بداند كه ادراك ننموده و نماز أو باطل است « 2 » ، مگر اين كه اين شك بعد از فراغ از ركوع حاصل شود ، نه در اثناى آن . س هر گاه يقين دارد كه در ركوع ، به امام ملحق نمىشود ، اقتدا كردن جايز است يا نه ؟ ج جايز نيست على الأحوط ، بلكه منتظرِ امام بشود تا در ركعت ديگر اقتدا كند ؛ اگر چه اقوى ، جواز اقتدا است ، و احوط عدم متابعت به اتيان سجدتين است ، بلكه صبر مىكند تا امام بايستد . اقتداى با فاصله زياد س اگر مأمومى بترسد كه اگر ملحق به صف شود ، امام از ركوع سر بر مىدارد ، چه كند ؟ ج در اين حال در آن مكانى كه ايستاده ، اقتدا كند و تكبيرة الاحرام بگويد و برود به ركوع به شرط آن كه مانع از اقتدا در آن مكان نباشد ، مثل دورى على الأحوط « 3 » و حايل و بلندىِ جاى امام ، و در حال ركوع يا بعد از ركوع « 4 » ، ملحق شود به صف ؛ و احوط اين است كه گام برندارد « 5 » بلكه پاهاى خود را به زمين بكشد ، هر چند لازم نيست ؛ لكن احوط وجوباً ، آن است كه در حال ذكر ، حركت نكند « 6 » .

--> « 1 » بنا بر احوط . « 2 » اظهر صحّت نماز است اگر چه شك در اثناى ركوع باشد . « 3 » اگر چه اظهر عدم مانعيّت دورى است اگر لحوق با آن فعل كثير نباشد اگر چه توزيع به احوال آتيه بشود . « 4 » و سجود على الأحوط . « 5 » اظهر جواز مشى متعارف است ، مگر آن كه كشيدن پا مانع از صدق فعل كثير باشد بخلاف مشى متعارف . « 6 » و اگر توانست تاخير بياندازد مشى را براى بعد از سجود .