الشيخ محمد تقي بهجت
451
جامع المسائل ( فارسي )
موجبِ فعل منافى نشود ، نزع نمايد و نماز را تمام كند و در غير مغصوب ترك نشود اعاده بعد از اتمام احتياطاً ؛ و اگر [ نزع ] ممكن نمىشود ، نماز را قطع كند « 1 » و استيناف نماز را با لباس بىعيب نمايد . قاعدهء كلَّى براى زيادى يا كمى سهوى س اگر كسى در نماز سهواً چيزى را كم كند يا زياد كند ، بعد به خاطرش بيايد ، حكمش چيست ؟ اخلال به ركن سهواً الحمد للَّه وحده و الصلاة على نبيّه محمّد و آله الأوصياء الهادين . اخلال به ركن اگر چه سهوى باشد تا وقت گذشتن محلِّ تدارك به دخول در ركن ديگر به تفصيل آينده ، موجب بطلان نماز است . و در خصوص تكبيرة الاحرام به دخول در قرائت ، محلّ آن فوت مىشود ؛ و همچنين تكبير بدون نيّت ، موجب بطلان نماز است در عمد و سهو . و همچنين اخلال به ركوع تا ركن بعد از ركوع ، يا به دو سجده با هم تا ركوع ركعت بعدى اگر چه سهوى باشد ، موجب بطلان نماز است ؛ و اگر متذكَّر شد ترك ركوع را قبل از تحقق سجود ، تدارك مىنمايد ؛ و اگر بعد از تحقّق سجود و قبل از دخول در سجدهء ثانيه متذكَّر شد ، احوط تدارك و اتمام و سجدهء سهو و اعادهء نماز است . اخلال عمدى اخلال عمدى اگر چه به حركتى در قرائت يا ذكر باشد ، موجب بطلان نماز است ؛ و همچنين زيادى عمدى كه به عنوان جزئيّت آورده مىشود موافق اجزاء يا مخالف آنها باشد مبطِل است مطلقا على الأحوط ، و گر نه مبطل نيست ، مگر يكى از مبطلات گذشته يا مفوِّت موالات لازمه يا ماحى صورت صلاتيّه باشد و اگر زياد نمايد در نماز به طور يقين ، ركعتى يا ركوعى يا دو سجده از يك ركعت را اگر چه از سهو باشد ، نماز باطل مىشود . و گذشت حكم زيادتى تكبيرة الاحرام سهوا ، و زيادتى نيت اگر داعى باشد ، متصوّر نيست ؛ و اگر اخطار باشد ، مضرّ نيست ، و فرقى بين جلوس به قدر تشهّد قبل از زيادتى مبطله و عدمش نيست . تذكر زيادتى ركوع و اگر عالم شد به اين كه ركوع ركعت زائده قبل از سلام در ركعت سابقه بوده ، نمازش باطل است ؛ و اگر قبل از تحقّق ركوع متذكَّر شد ، مىنشيند و سلام مىگويد و سجدهء سهو به جا مىآورد ؛ و اگر قبل از وصول به حدّ ركوع ، متذكَّر فعل آن شد ، نماز باطل نيست ، حتى اگر در انحناء ركوعى بدون طمأنينه و مكثى كه ركوع به آن محقّق مىشود ، متذكَّر شد ، اظهر عدم بطلان است ، و واجب نيست بنا بر اظهر انتصاب براى هوىّ براى سجود ، و همان هوىّ به قصد صلاتى ركوعى ، كافى است . تذكر نقص ركعت يا سلام و اگر ركعتى را ناقص كرد سهواً و بعد از سلام متذكَّر شد پس اگر مبطلى به جا نياورده ، تكميل مىنمايد نماز را ، و سجود سهو براى زيادتىها به جا مىآورد ؛ و اگر مبطِل در عمد و سهو به جا آورده ، نماز را اعاده مىنمايد ؛ و اگر مبطل در عمد به جا آورده مثل كلام سهوى ، تكميل مىنمايد نماز را در صورت عدم منافى اگر چه فصل طويل ما حى باشد با اتيان به سجود سهو بعد از نماز . و ممكن است در بعض صور ، تصحيح شود با عدول مثل شروع در لاحقه قبل از اتمام سابقه كه بعد از تذكَّرِ عدول به سابقه در محلّ ، عدول مىنمايد و اتمام مىنمايد با سجود سهو براى زيادتىها ، مثل تشهّد و سلام تكبير لاحقه ، لكن احتياط در اعادهء سابقه ترك نشود . و همچنين اگر سهو از تسليم نمود پس با عدم منافى به جا مىآورد ؛ و با وجود منافىِ مطلق ، اعاده مىنمايد نماز را ؛ و با وجود منافىِ عمدى مثل كلام ، تسليم را به جا مىآورد و بعد سجدهء سهو به جا مىآورد . علم به ترك دو سجده و اگر بداند كه دو سجده را ترك كرده و نداند كه از يك ركعت ترك شده و محلّ تدارك هيچ كدام باقى نباشد ، اظهر صحّت نماز با احتياط به قضاء دو سجده و سجود سهو است ؛ و اگر بعد از نماز علم به ترك دو سجده سهواً در دو ركعت پيدا كرد ، نماز محكوم به صحّت است و قضاء دو سجده و دو سجدهء سهو به جا مىآورد ؛ و اگر در أثناء مردّد شود بين دو ركعتى كه محلّ تدارك در هيچ كدام باقى نمانده يا براى يكى باقى مانده ، اظهر وجوب سجدهء واحده است در آن كه محلَّش باقى است و قضاء سجدهء ديگر و سجدهء سهو براى أو را بعد از نماز به جا مىآورد . اخلال به غير واجب ركنى اگر اخلال به غير واجب ركنى كرد پس اگر نسيان قرائت تماماً يا بعضاً ، يا نسيان اعراب ، يا ترتيب آيات تا وقت ركوع ، يا وصف جهْر و اخفات در مواضع آنها ، يا تسبيح در اخيرتين تا ركوع ، يا ذكر ركوع يا سجود ، يا طمأنينه در حال ذكر تا فوت محلّ تدارك به رفع رأس از ركوع باشد نماز صحيح است ، و احوط در نقص جزء ، سجود سهو است ، و محلّ فوت قرائت يا ابعاض و اوصافش ركوع است ، چنانچه گذشت . و امّا جهر و اخفات پس اظهر كفايت صدق نسيان است ، اگر چه در كلمه باشد و اعادهء آن كلمه لازم نيست ؛ و همچنين نسيان رفع رأس از ركوع يا نسيان طمأنينه در حال رفع رأس تا آن كه به سجود رفته باشد و قبل از سجود برمىگردد براى اوّل ؛ و امّا براى طمأنينه در قيامِ فقط پس احوط عود و اعادهء نماز است . و اگر ترك انتصاب و طمأنينه بعد از سجدهء اوّل كرد و متذكَّر شد قبل از سجود دوّم ، منتصب مىشود با طمأنينه و همچنين در صحّت نماز است اگر فراموش كند ذكر سجود اوّل يا دوّم را ، يا عربيت يا موالات آن را ، يا طمأنينه در حال ذكر را در سجود اوّل يا دوّم ، يا سجود بر اعضاء سبعه را با تحقّق سجود عرفاً ، اگر چه بدون وضع جبهه باشد تا زمان رفع رأس از سجدهء اوّل يا دوّم ، يا رفع رأس از سجود را به نحو اكمل واجب ، نه مجرّد رفع كه با آن تعدّد سجود ، حاصل مىشود يا طمأنينه بعد رفع را تا سجدهء دوّم . اگر فراموش كرد قرائت فاتحه را يا بعض آن را تا آن كه سوره را خواند تمام يا بعض آن را ، برمىگردد به قرائت فاتحه تا تكميل آن نموده پس از آن سورهء كامله مىخواند ؛ و همچنين نسيان سوره تا زمان عدم تحقّق ركوع به جا مىآورد آن را ؛ و همچنين است احوط نسيان ترتيب قرائت يا ذكر ديگرى كه بدل قرائت است و مرتب است ، يا نسيان قيام يا طمأنينه در حال قرائت و قبل از ركوع متذكَّر شدن ، لكن در اعاده ، احتياط ، در قصد قربت است در مقابل جزئيت . و اگر ركوعْ محقّق شد ، نسيان فاتحه يا سوره ضرر ندارد ، و احوط در صورت اعادهء سورهء خوانده شده قبل از فاتحه فراموش شده ، سجود سهو است براى زيادتى سوره سهواً . فراموشى ركوع و تذكر آن اگر فراموش كرد ركوع را و قبل از تحقّق سجود ، متذكَّر شد ، ركوع را به جا مىآورد ؛ پس اگر فراموشى ، در حال قيام بود ، ركوع را بعد از قيام با طمأنينه به جا مىآورد بنا بر احوط در طمأنينه . و اگر فراموشى بعد از انحناء حاصل شد ، محتمل است اكتفاء به همان قيام كه به قصد ركوع ، محقّق بوده و منحنياً تا به حدّ حدوث نسيان ، عود نمايد و از آن به بعد در حدّ ركوع ، مكث و ذكر انجام دهد ؛ و زيادتى انحناء كه سهواً محقّق شد ، مبطِل نيست ، و مختار در اين مقام در مسألهء احكام قيام متّصل به ركوع ، مذكور شد . فراموشى دو سجده و تذكر قبل از ركوع بعد و اگر فراموش كرد هر دو سجده را از يك ركعت و متذكَّر شد قبل از تحقّق ركوع بعدى ، عود مىكند و به جا مىآورد دو سجده را و برمىخيزد براى يك ركعت بعدى ، و براى قيام بىجا ، سجدهء سهو به جا مىآورد ، و آن چه را كه بعد از قيام به جا آورده بود ، اعاده مىنمايد . فراموشى يك سجده و تشهّد اوّل و همچنين اگر يك سجده را فراموش كرد و قبل از ركوع ركعت بعدى متذكَّر شد ، به جا مىآورد سجده را و عود به قيام مىنمايد در هر جائى كه سجدهء واحد تدارك مىشود و بعد از آن احتياطاً آن چه را كه مترتّب بر آن بوده به جا مىآورد ، و جلوس براى تدارك دو سجده ، لازم نيست ، و همچنين براى تدارك يك سجده در صورتى كه نشسته بوده اگر چه به قصد جلسهء استراحت بوده باشد ، و اگر جلوس محقّق نشده بود ، بعد از يك سجده احتياطاً در مقام تدارك سجود دوّم ، به جا مىآورد آن را بعد از جلوس ؛ و همچنين احتياطاً به جا مىآورد سجده را بعد از جلوس اگر شكّ در جلوس سابق بعد از سجدهء اولى پيدا نمايد ، و همچنين احتياطاً به جا مىآورد سجده را اگر بعد از جلوس براى تدارك شكّ در سجدهء ثانيه كرد از جهت احتمال شكّ در محلّ ، در صورت اعادهء جلوس احوط ، اعاده آن است با طمأنينه . و اگر تشهّد را فراموش كند و قبل از ركوع متذكَّر شود ، برمىگردد و تشهّد را به جا مىآورد و ما بعد تشهّد تا ركوع هر چه لازم است به ترتيب انجام مىدهد اگر چه سابقا به جا آورده بوده و سجدهء سهو براى قيام بىجا به جا مىآورد . و اگر سجده اخيره را قبل از سلامْ متذكَّر شود ترك آن را ، به جا مىآورد و بعد از آن ، تشهّد را به جا مىآورد ؛ و اگر بعد از سلام متذكَّر فوت دو سجده از يك ركعت باشد ، نماز را اعاده مىكند مگر آن كه قبل از منافى متذكَّر شود كه اظهر تدارك دو سجده و اعادهء ما بعد آن است حتى سلام ؛ و اگر متذكَّر فوت يك سجده اخيره شد ، همان يك سجده را قضاء مىكند بعد از سلام ؛ و احوط اتيان به ما بعد آن است حتى سلام ؛ نسيان تشهّد اخير و صلوات و همچنين اگر تشهد اخير را فراموش كند ، به جا مىآورد آن را و سلام را اعاده مىنمايد بناء بر احوط ؛ و همچنين عربيّت و موالات آن را بنا بر احوط ، و در ترتيب و طمأنينهء آن تأمّل و احتياط است . و احوط در صلوات بر آل كه قضاء مىشود ، اعادهء صلوات بر نبى صلى الله عليه و آله است ؛ و همچنين ذكرى كه دلالت آن با ذكر سابق تمام مىشود ؛ پس در سجود اخير و تشهد اخير ، رعايت سهو بودن سلام و مخرِج بودنِ آن را احتياطاً مىنمايد ، و احتياط در فعل سجود سهو است براى متدارك بعد از تذكَّر و آن چه به جا آورده قبل از تذكَّر ؛ و همچنين است احوط ، نسيان صلوات بر نبىّ و آل صلى الله عليه و آله يا خصوص آل صلى الله عليه و آله بعد از سلام ، و در حكم نسيان تشهد است و در تدارك سجده يا تشهد بعد از سلام و بعد از فصل به منافى است ؛ و فوت يقينى محل سجدتين ؛ به تحقّق ركوع ركعت بعدى است كه در هر دو صورت نماز ، باطل است . فراموشى سلام و اگر فراموش كرد سلام نماز را ، پس تا منافى عمدى و سهوى حاصل نشده ، تدارك مىكند و بعد از تذكَّرْ سلام مىگويد و نمازش صحيح است ؛ و گر نه باطل است ؛ و همچنين است هر چه تدارك مىشود به عنوان فصل طويل يا انتفاء شرائط ، تأمل است ، احوط تدارك بنحو صحيح و اعادهء نماز است . تدارك تشهّد و يك سجده و از بيان سابق ظاهر شد وجوب قضاء سجده يا تشهد در صورت نسيان در غير ركعتِ اخيره و تشهد اخير با عدم تذكَّر مگر بعد از ركوع ركعت لاحقه ؛ و اين كه بعد از قضاء آنها بعد از سلام نماز ، دو سجدهء سهو براى هر يك از اينها كه فراموش شده ، موافق مشهور و احتياط است ؛ و اگر دو سجده از دو ركعت فراموش شده ، دو سجدهء قضاء مىشود و براى هر يك سجده ، دو سجدهء سهو به جا آورده مىشود . و از واجبات فوت شدهء سهوى كه مبطِل نباشد و بعد از نماز قضاء مىشود ، چيزى غير از سجود و تشهّد نيست آن هم با تفصيلى كه گذشت در سجود و تشهّد غير ركعت اخيره و يا از ركعت اخيره . و اگر بعد از محل تدارك ، معتقدِ ترك سجود يا تشهد شد نسياناً و بعد از سلام ، شكّ در فعل آنها نمود ، اظهر عدم وجوب قضاء آنها است اگر چه احوط است ؛ و اگر يقين به فعلْ حاصل كرد ، چيزى بر أو نيست . و اگر شكّ كرد در اين كه فائت يك سجده بوده يا دو سجده از دو ركعت ، بنا بر اقلّ مىگذارد . وجوب قضاى سجده يا تشهد و ضيق وقت عصر اگر قضاء سجده يا تشهد در ظهر واجب شد و وقت عصر مضيّق شد پس اگر ادراك يك ركعت عصر مىكند ، احوط تقديم قضاء است ؛ و گر نه احوط فعل عصر و تأخير قضاء و اعادهء اصل ظهر است ، و همچنين در مزاحمت نماز احتياط با وقت عصر . فراموشى اذكار ركوع يا سجود و اذكار ركوع يا سجود را اگر فراموش كرد و بعد از رفع رأس ، متذكَّر شد ، نماز صحيح است و احتياطاً سجدهء سهو براى نقص واجب به جا مىآورد ؛ و اگر قبل از رفع رأس ، متذكَّر شد كه اذكار بدون طمأنينه اداء شده نسياناً ، احوط اعادهء ذكر است به قصد قربت در مقابل جزئيّت ؛ و همچنين اخلال به وضع يكى از مساجد سهواً در حال ذكر . محل فوت ركوع و چنانچه اشاره شد فوت يقينى محلّ ركوع منسىّ به تحقّق سجدهء ثانيه بقاى محل بعد از سلام يا قبل از آن كه اگر منافى محقّق شد قابل تدارك نيست و نماز باطل مىشود . .
--> « 1 » در غير ضيق وقت و گر نه تمام نمايد با عمل به وظيفه در بقيّه و احوط در سعهء وقت با امكان نزع و تبديل ، اتمام و اعاده است .