الشيخ محمد تقي بهجت

450

جامع المسائل ( فارسي )

دوم : سهو در طهارتِ از خبث است ، به اين معنى كه عالِم بود به نجاست ثوب يا بدنِ خود و غافل شد از تطهير قبل از شروع در نماز و در اثناى نماز « 1 » يا بعد متذكَّر شد كه بدن يا لباسش نجس بوده ، كه نمازش باطل است « 2 » . سهو در قبله ( ب ) سوّم : سهو در قبله است ، پس اگر در اثناى نماز ، معلوم شد كه آن چه از نماز ادا نموده پشت به قبله بوده يا اين كه به سوى يمين و يسار بوده ، ظاهر اين است كه نمازش باطل است . سهو در مكان چهارم : سهو در مكان است ، به اين معنى كه در مكانى شروع به نماز نمود به اعتقاد اين كه مكان ، مباح است ، بعد در اثناى نماز مطَّلع شد كه مغصوب بوده ، بايد نماز را قطع كند اگر ممكن نباشد منتقل شدن به مباح بدون منافى ، و استيناف نماز در مكانِ مباح ، لازم است ، مگر در صورتى كه وقت مضيّق باشد ؛ پس آن چه كه از نماز عمل آورده ، صحيح است و بقيّه نماز را در حين خروج از آن مكان مغصوب به عمل مىآورد « 3 » اگر زيادتى تصرّف ، به واسطهء نماز ، به عمل نيايد . سهو در لباس پنجم : سهو در لباس است ؛ پس اگر در اثناى نماز معلوم شد اين كه لباس أو از جنسى است كه نماز در آن جايز نيست و جاهل بود : پس اگر نزع ، ممكن است به نحوى كه

--> « 1 » يا بعد از نماز و احوط اعاده در وقت و خارج آن است در هر دو صورت . « 2 » بنا بر احوط . و در صورت اوّل ، احوط درآوردن جامهء نجس و تبديل به طاهر با امكان و اتمام نماز [ است ] ؛ و با عدم امكان ، اتمام مثل فاقد ساترِ طاهر و اعادهء نماز است با وسعت وقت و قضا با ضيق وقت ؛ مثل جاهل به موضوع نجاست اگر در اثنا ، عالم شود ، لكن جاهل ، اعاده ندارد اگر به وظيفهء خود فيما بعد عمل كند ؛ و اصل اتمام با ضيق وقت ، لازم است در هر دو قسم . « 3 » و تفصيل آن ، در مكان مصلَّى گذشت .