فضل الله مهتدى
72
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
و هست . اين دسيسهبازى و شانتاژهاى زيركانه را در اغلب قضايا ، چون واقعهى ابرقو و . . . مىتوان ديد : « اينها با دستهاى نهانى ، آشوبها پا مىكنند و كارهاى زشت مىنمايند و مردم ساده را برمىانگيزند تا شورشى به راه بيندازند آنگاه به بيگانگان بگويند ببينند اين مسلمانان با ما چه مىكنند ما در اين كشور از دست اينها روز خوش و آسايش نداريم . اى سروران جهان ! به داد ما برسيد و به فرمانروايان ما بگوئيد مگر ما نبايد آزادانه زندگى كنيم ، چرا جلوى ستمكاران و نادانان را نمىگيرند ؟ هرچند بهائيان زور و نيروئى ندارند ، ولى چون در بدسگالى يك روش دارند از ندانستگى مردم بهرهور شوند . . . » « 1 » با توجه به اين نكات ضرورى است محققان و پژوهشگران تاريخ معاصر مجدداً حوادث و وقايعى را كه در آن بهائيان دخيل بودهاند از نو مورد بررسى قرار دهند . همچنانكه صبحى در خاطرات عشقآباد هم به يكى از نقشبازى كردنهاى دروغين بهائيان اشاره كرده است . دولت در دولت فرقهى بهائيت و سران آن كه هيچ تعلقى به ايران و ايرانيان نداشته و ندارند ، همواره خود را تافته جدا بافته از ايران دانستهاند و براى خود ارگانها و سازمانهايى داشتند كه وظايف موازى با ادارات حكومتى ايفا مىكرد . بهائيان براى خود سيستم جداگانهى : ثبت ولادت ، ازدواج و مرگ و مير و . . . دارند . امر ازدواج كم و كيف آن در اختيار « محفل روحانى » است ؛ ضمن اينكه براى امور قضايى هم تشكيلات ادارى ديگرى به نام « لجنه اصلاح » دارند . صبحى دردمندانه مىگويد : « . . . اين گروه از مردمِ ديگر بيشتر از اين آب و خاك سود مىبرند و به
--> ( 1 ) . همان ، ص 264