فضل الله مهتدى
73
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
نيرنگهاى گوناگون در سازمانهاى كشور ، خود و كسان خود را درمىآورند ، ولى اندك دلبستگى به اين كشور ندارند . اينها در درون خود ، سازمانها در برابر سازمانهاى كشور فراهم كردهاند كه مايهى شگفتى است . به نام « لجنه اصلاح » سازمان دادگسترى دارند . به نام « محفل روحانى » سازمان فرمانروايى دارند و سازمانهاى ديگر دارند كه نمىگذارند كارشان به سازمانهاى كشور برسد تا آنجا كه برگ شناسنامهى جداگانه براى خود چاپ كردهاند و از هر راهى مىكوشند تا مردم را بترسانند و بر همه چيز آنها دست يابند و چيره شوند » . « 1 » صبحى ادامهى مطلب را چنين نگاشته است : « شوقى در ايران پا به جهان نگذاشته و هيچگونه دلبستگى به اين كشور ندارد . از كجا اين همه خانه و زمين به دست آورده كه بايد به دستور او دستهاى فريفتار ( مبلغ ) گروهى نادان را بفريبند يا بترسانند تا دارايى خود را به شوقى ببخشند . من اگر بگويم چگونه دارايى پارهاى از مردمان را به دست خود گرفته و زن و فرزندانشان را بيچاره و بينوا كردهاند در شگفت مىشويد ، از چندين سال پيش هر روز به بهانهاى فرمان فروش خانه و زمينها را مىدهد و پول آن را مىخواهد » . « 2 » از شواهد و قراين آشكار مىشود كه املاك و ميراث پدر خود صبحى هم به همين سرنوشت دچار شده است . « پدرم كه سال پيش درگذشت ( 1331 ) مرا از مرگش آگاه نكردند و تا من آگاه شدم خانه را تهى كردند و بىآنكه به من سخن بگويند ، هرچه بود به جاى ديگر بردند پدرم چندين خانه داشت و چون بررسى كرديم برگهايى درآوردند كه در سال 1311 اين خانهها را به ديگران واگذاشته و آنچه از آن
--> ( 1 ) . همان ، ص 247 ( 2 ) . همان ، ص 248