فضل الله مهتدى

64

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

كلاه‌بردارى يكى ديگر از چشمه‌هاى نبوغ « شوقى افندى » كلاه‌بردارى از پدربزرگ خود عبدالبهاء است . داستان از اين قرار بود كه يك زن بهايى آمريكايى مبلغ هنگفتى به صورت چك به عبدالبهاء ارسال مىدارد كه با جعل خط و امضاى عبدالبهاء از شركت كولس وصول مىشود . سرانجام مشخص مىشود كه جاعل شوقى افندى بوده است . « 1 » در كتابى كه زن بهايى آمريكايى انتشار داده ضمن درج مورد فوق صحت وصيت‌نامه‌ى عبدالبهاء را هم مورد ترديد قرار داده است . بدعت‌هاى جديد بهاييت كه هيچ اصل ثابت عقلى و نقلى متكى بر وحى و نبوت نداشت ، به قول صبحى « اساسش در حقيقت و معنى بر معتقدات و اظهارات لفظيه است نه اصول و مباديه اخلاقيه » . « 2 » به همين دليل هر رئيس فرقه‌ى بهايى اظهارات لفظيه جديدى كه هيچ مبناى عقلى هم نداشت ، اظهار مىكرد . صبحى به سه مورد از فرمان‌هاى وى اشاره كرده است . « چند سالى از درگذشت عبدالبهاء گذشته و شوقى لجام كارها را به دست گرفته و نخست فرمانى كه داده بود اين بود كه نامه‌ها و برگ‌هايى كه باب و بهاء به خط خود نگاشته‌اند گردآورى شود تا براى او بفرستند و هر چه هست در نزد او باشد تا اگر در ميان آنها چيزى باشد كه به كار اين كيش زيان دارد و سزاوار نيست مردم بدانند پنهان ماند . فرمان ديگرش اين بود كه هريك از بهائيان كه بخواهند از شهر خود به جاى ديگر بيرون از كشور بروند بايد از او پروانه بگيرند ، و گرنه رانده مىشوند . ديگر آنكه هيچ يك از بهائيان نمىتوانند

--> ( 1 ) . همان ، صص 219220 ( 2 ) . همان ، ص 223