فضل الله مهتدى
54
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
نداشتند . اين موضوع را در « كمپانى شرق » كه توسط چندنفر بهائى در تبريز داير شده بود مىتوان ديد كه نشانگر عملكرد بهائيان باشد : « سهامى ده تومانى ترتيب دادند و قريب به نوزده هزار تومان پول از اطراف آذربايجان و ايروان جمع كرده در ظرف مدت كمى كوس ورشكستى فرو كوبيده بىآنكه صورتحساب و كيفيت ضرر را بدهند ، كمپانى را برچيدند » . « 1 » صبحى كه جوان پاك و مشتاقى بود و از اخلاص ، قدم در اين راه نهاده بود ، عليرغم تصورات ذهنى خود واقعيتهايى از عملكرد و شخصيت و رقابت و عناد مبلغان بهائى را مىديد كه برايش زجرآور بود . در عشقآباد به شرح اين مسائل بطور اجمال مىپردازد . در توصيف عشقآباد مىنگارد « بالجمله عشقآباد را به خلاف آنچه ديدم اكثر جوانان بهائى دچار مهلكات اخلاقى و پيروان مبتلا به كبر و نخوت و جامعهى بهائيت دچار تشتت و گرفتار اختلاف يك دسته طرفدار حريت نسوان و كشف حجاب و يك دسته مخالف آزادى مطلقهى زنان . . . » « 2 » ارتباط با بيگانگان در خاطرات صبحى به مباحثى پرداخته مىشود كه با در كنار هم قرار دادن شواهد و قراين ، ديگر نتايج مهمى مىتوان از آنها گرفت . . . در اين ايام « بهاء » به موجب التزاماتى كه به ادارهى حكومت عثمانى سپرده از ملاقات و پذيرفتن اشخاص خارجى ممنوع بود و مأمورين دوست ، بسيار مواظب بودند كه كسى از خارج به قله ( سربازخانه ) كه بهاء در آنجا محبوس بود ، نرود و لذا راه آمد و شد زائرين بسته بود . « 3 » اينكه به چه دليل بهاء توسط دولت عثمانى تحتنظر و محبوس بود گمانهاى كه
--> ( 1 ) . همان ، ص 68 ( 2 ) . همان ، ص 72 ( 3 ) . همان ، ص 100