فضل الله مهتدى

55

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

مىشود زد : به ارتباط وى با نيروهاى مخالف عثمانى ، به ويژه روس‌ها و انگليسىها . . . اين ارتباط را در ديدار ژنرال اللنبى فرمانده قشون انگليس كه عكا را گشوده بود با عبدالبهاء و ارسال لوح به عنوان سيدنصرالله باقراف به ايران كه در آن اظهار خشنودى از دولت انگليس كرده بود و مهم‌تر از همه ، دعايى كه عبدالبهاء در مورد امپراتور انگليس ژرژ پنجم منتشر كرد مىتوان ديد . « طهران جناب اقاى سيد نصرالله باقر اف عليه بهاءالله ملاحظه نمايند . اى ثابت بر پيمان مدتى بود كه مخابره به كلى منقطع و قلوب متأثر و مضطرب تا آنكه در اين ايام الحمدلله به فضل الهى ابرهاى تيره متلاشى و نور راحت و اسايش اين اقليم را روشن نمود . سلطه‌ى جابره زائل و حكومت عادله حاصل ، جميع خلق از محنت كبرى و مشقت عظمى نجات‌يافتند در اين توفان اعظم و انقلاب شديد كه جميع ملل عالم ملاى يافتند و در خطر شديد افتادند ، شهرها ويران گشت و نفوس هلاك شدند و اموال به تالان و تاراج رفت و آه و حنين بيچارگان در هر فرازى بلند شد و سرشك چشم يتيمان در هر نشيبى چون سيل روان . الحمدلله به فضل و عنايت جمال مبارك احباى الهى چون به موجب تعاليم ربانى رفتار نمودند محفوظ و مصون ماندند . غبارى بر نفسى ننشست و هذه معجز دلا ينكرها الاكل معتداثيم و واضح و مشهود شد كه تعاليم مقدسه‌ى حضرت بهاالله سبب راحت و نورانيت عالم انسانيت در الواح ذكر عدالت و حتى سياست دولت فخيمه‌ى انگليس مكرر مذكور ، ولى حال مشهود شد وفىالحقيقه اهل اين ديار بعد از صدمات شديده به راحت و آسايش رسيدند و اين اول نامه‌اى است كه من به ايران مىنگارم . انشا الله من بعد باز ارسال مىشود احباى الهى فرداً به فرد با نهايت اشتياق تحيت ابداع ابهى ابلاغ داريد . مژده‌ى صحت و عافيت عموم احبا را بدهيد ، هر چند توفان و انقلاب شديد بود الحمدلله سفينه‌ى نجات محفوظا مصونا به ساحل سلامت رسيد . حضرات ايادى امرالله و حضرت امين و همچنين ملوك ثبوت و رسوخ پر عهد و پيمان را از قبل عبدالبها با نهايت روح و ريحان