فضل الله مهتدى

36

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

توجه به وضعيت موجود بهائيان و رهبرى آن تند شده و به اوج رسيده است . در اين قسمت طرح مباحث اعتقادى كمتر مورد توجه بود . همت بيشتر راوى بيان واقعيت‌هاى اين فرقه است . چنين به نظر مىرسد كه صبحى عليرغم رويگردانى از بهاييت با برخى از بهاييانى كه در گذشته دوست صميمى بوده ، روابط دوستانه‌اش را قطع نكرده و بسيارى از مباحث و روايت‌هاى دست اول از دوران رياست شوقى افندى ، از طريق اين دوستان به اطلاع صبحى رسيده است . هر چند كه طرف صبحى در « پيام پدر » به ظاهر جوانان ايران زمين است اما در واقع خطاب اصلى او بهاييان است كه خواسته يا ناخواسته در دام اين فرقه افتاده‌اند و صبحى مىكوشد تا بلكه آنان را به تعقل و تدبر وادارد . . . از سطر به سطر اين دو كتاب مىتوان نكات بسيارى از كم و كيف فعاليتهاى فرقه بهاييت به دست آورد . نكاتى كه در پژوهش‌هاى ديگران كمتر يافت مىشود . بر همين اساس بر آن هستيم در اين مقدمه چاپ جديد ، به نكات مهم و بيشترى از اين دو كتاب نگاهى داشته باشيم كه براى درك تحولات تاريخ معاصر ايران ضرورتى حتمى دارد . شگردهاى تبليغ بهائيت صبحى پس از ذكر مقدمه‌اى كه انگيزه‌ى نگارش « كتاب صبحى » يا خاطرات « 1 » را توضيح داده است ، به جايگاه خود و خاندان خود در اين فرقه مىپردازد و عنوان مىكند كه در « مهد بهائيت تولد و پرورش يافته » و در « خاندانى كه از قدماى احبا محسوبند و خويشاوندى دورى با بهاءالله » دارند . استعداد و نبوغ سرشار صبحى از يك سو و شور و شوق بسيار وى به بهائيت ،

--> ( 1 ) . در اين مقدمه ، از اين به بعد ، از « كتاب صبحى » به نام « خاطرات » نقل قول خواهد شد .