فضل الله مهتدى

24

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

عدالت‌پرورى و بشردوستى بود ، دعاى جاودانى شدن مىخواند ! و لوحى صادر مىفرمايد او در اين لوح مىنويسد : « در الواح ، ذكر عدالت و حتى سياست دولت فخيمه‌ى انگليس مكرر مذكور ، ولى حال مشهود شد و فىالحقيقه اهل اين ديار بعد از صدمات شديده به راحت و آسايش رسيدند . . . ! » « 1 » عبدالبهاء در دعايى براى ژرژ پنجم پادشاه امپراتورى استعمارى انگليس چنين مىگويد : « خداوندا ! به راستى سراپرده‌ى داد و عدل بر خاور و باختر اين زمين پاك ميخكوب شد . سپاس مىگويم تو را بر رسيدن اين فرمانرواى دادگر و فرمانرواى چيره كه نيروى خود را در آسايش زيردستان و تن‌آسايى مردمان به كار مىبرد . خدايا ! كمك و يارى ده امپراتور بزرگ ، ژرژ پنجم پادشاه بزرگ انگلستان را با توفيقات خود و پايدار كن سايه‌ى گسترده‌ى او را بر اين كشور بزرگ به يارى و نگهبانى و پشتيبانى خود ، تويى توانا و بلند و گرامى و بخشنده . « 2 » آرى ! اين دعا و آن لوح ، درباره‌ى عدالت بريتانيا و لزوم دوام حكومت استعمارى انگلستان بر بلاد اسلامى ، هنگامى صادر شده كه صدها ميليون انسان محروم ، در آفريقا و آسيا ، - و در كشورهاى اسلامى - زير سلطه‌ى ضدانسانى امپرياليزم انگليس در بدترين شرايط به سر مىبردند . . . پيروان عبدالبهاء بايد شرم كنند كه چگونه پيامبر صلح و دوستى آنان ، حامى ستمكاران و يار و ياور استعمارگران و خواهان دوام حكومت

--> ( 1 ) . همان ، ص 79 ؛ پيام پدر ، ص 138 ( 2 ) . متن عربى اين دعا در صفحه‌ى 79 ، چاپ چهارم ، « كتاب صبحى » درج شده و ما در اين مقدمه ترجمه‌ى آن را آورديم . و متن اصلى آن در همين كتاب خواهد آمد .