فضل الله مهتدى
25
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
استثمارگران مىشود و چگونه افتخار مىكند كه از دولت علّيهى انگليس ، نشان و مدال مىگيرد ! « 1 » دكتر ميمندىنژاد جملهى جالبى در اين زمينه دارد كه نقل آن در اينجا بىتناسب نيست ؛ وى مىنويسد : « . . . جانشينان وى در حالى كه خود را مظهر الوهيت مىدانند از بندگان خدا كه انگليسى هستند ، مدال و نشان مىگيرند ، البته در ازاى خدماتى كه انجام داده و مىدهند ، اين آقايان بزرگوار تحت حمايت انگليسها ، در نزديكى خاك ايران مسكن دارند و به فعاليت مشغولاند . . . . » « 2 » نمونهها قبل از آنكه شما همهى كتاب را بخوانيد ، ما نمونههايى چند از مطالب اين كتاب و كتاب « پيام پدر » را دربارهى اعمال و اخلاق رهبران مذهبى ! و پدران روحانى ! بهائيان ، براى شما مىآوريم ، تا با مطالعهى آنها وضع اخلاقى و معنوى افراد وابسته به اين حزب كاملًا روشن گردد . صبحى كه خود مبلغ باهوش و سخنور بهائيت بود و 12 سال تمام در اين راه به سفرهاى تبليغى رفته است و با اغلب مبلغين بهائىگرى در تماس بوده و از وضع روحى و اخلاقى آنان كاملًا اطلاع داشته است ، دربارهى اين مبلغين عالىشأن بهائىگرى ، كه به اصطلاح پيامآور شرافت ! و انسانيت ! و صلح و دوستى ! بودهاند ، مطالبى مىگويد كه آگاهى از آن براى شناخت ماهيت بهائىگرى ، بر همه لازم و ضرورى است و اينك ما نمونههايى چند براى شما نقل مىكنيم : « مبلغ همدان ، جوانى تبريزى از نوكرزادههاى امير بهادر بود كه خوب رگ خواب آنان را به دست آورده بود ، حظ خود را از هر جهت برمىگرفت و روزگار خوشى
--> ( 1 ) . به عكس چاپ شده در آخر اين كتاب و صفحهى 137 « پيام پدر » چاپ تهران رجوع كنيد و سند وابستگى به استعمار را بببينيد . ( 2 ) . ميمندىنژاد ، نعل وارونه ، اميركبير ، تهران ، ص 41