عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
36
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
توجيه و استدلال مىباشد . از جمله اينكه برخى از اين اسمها فراگير بوده ، منطقهاى گستردهتر از بقعه وبارگاه را شامل مىشود و تعداد ديگرى از اين اسمها ، بخشهاى كوچكترى از منطقه را در برمىگيرد ؛ چنانكه وضعيت در هر جايى ، چنين است ؛ و يا اينكه محدودهء هر يك از اين بخشها ، به خودى خود نامعلوم است و بعضى ، در محدودهء برخى ديگر قرار دارد ، به نحوى كه اطلاق اسم هر يك بر ديگرى ، بدون هيچ تفاوت و امتيازى رواست و با واقع و نفسالامر ، تفاوتى ندارد . البته براى محقّق ، در نتيجهء كاوش و بررسى تاريخى ، آشكار مىگردد كه برخى از اين واژگان ، اسماند ؛ در حالى كه بعضى ديگر ، صفت ، و در اينجا ، براى تعيين يك محلّ ، اسم و صفت با هم درآميختهاند . امّا حائر و حير ، هر دو در شمار آن اسمهاى فراوان قرار دارند كه از آغاز ، بر اين محل اطلاق شدهاند . حتى زمانى كاربرد اسم حائر ، براى نسبت دادن به اين سرزمين از كربلا هم بيشتر رواج داشته و به كسى كه منسوب به اين سرزمين بوده ، « حائرى » گفته شده است . حائر در لغت ، اسم فاعل از حار يحير حيراً و به معناى سرگردانى آب ، هنگامى كه در جايى جمع شود و دور خود بچرخد ، و نيز به معنى سرگردانى زمين به وسيلهء آب است ، وقتى از آب پر و سرشار مىگردد . جمع حائر بنا به گفتهء مشهور ، حوران و حيران مىباشد و آن ، محلّى است كه برابر تعريف لغت شناسان ، ميانهء آن گود و محكم و لبههاى آن ، بلند و مرتفع است . به عبارت ديگر ، محلّ پستى است به شكل حوضى گود و عميق كه اطراف آن بلند و برآمده است و آب ، به هنگام بارش باران يا سرريز زمينهاى كشاورزى ، در آنجا ، جمع مىشود . اين محلّ ، از آن جهت حائر ناميده شده كه وقتى باد بر سطح آن مىوزد ، آبهايى كه درون آن محصور شده ، به حركت درمىآيند و به شكل دايرههايى از