عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

37

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

وسط ، در پى يكديگر مىچرخند تا به كنارهء بركه مىرسند و آب موّاج در آنجا ، متحيّر و سرگردان مىشود و گويا نمىداند ، چگونه جريان پيدا كند و به حركت خود ادامه دهد و همين تحيّر و سرگردانى آب ، ميان بركه و حركتش از وسط ، به كنار و بازگشتش از كنار به وسط است كه نام حائر را به آن ارزانى داشته است . شايد كربلا يا بعضى از قسمت‌هاى آن ، به‌خاطر وجود پستىهايى كه آب باران در آنها جريان پيدا مىكرده ، از قديم به اين اسم ناميده شده است . بديهى است كه تاريخ ، دروغ نمىگويد ؛ زيرا هنوز اين قبيل پستىها در اطراف شهر كربلا ، به ويژه در بخش‌هاى جنوبى به چشم مىخورد كه مرداب‌هاى فراخى را شكل داده و شهردارى تا امروز نتوانسته آنها را بخشكاند يا از بين ببرد و جان هزاران انسان را كه هر ساله ، قربانى امراض گوناگون عمومى و بيمارىهاى خانمان‌برانداز كه منشأ همهء آنها ، همان مرداب‌هاى زيان‌بار اطراف اين شهر مقدس است ، نجات بدهد . « 1 » همهء راويان و دانشمندان علم حديث و مورّخين و جغرافىدانان و لغت‌شناسان ، بر نام‌گذارى كربلا به « حائر » به طور مطلق ، اتّفاق نظر دارند و بنابر آنچه از ظاهر اخبار و روايات به دست مىآيد ، كربلا از آغاز به اين نام ، مشهور بوده است . در كتاب « الامم و الملوك » « 2 » طبرى ، از آن به نام « حير » ياد شده است ؛ در حالى كه حير نزد لغت شناسان ، مخفّف لفظ حائر در زبان مردم است ؛ مردم عادى كه به طور طبيعى ، كوچك شدن نام‌ها را مىپسندند . « 3 »

--> ( 1 ) . شهردارى در اين راه ، سعى زيادى مبذول داشته و وزارت كشور در سال 1946 م مبلغ 15 هزار دينار به اين امر حياتى اختصاص داد ؛ امّا اين وضع اسف‌بار ، همچنان به حال خود باقى است . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 10 ، ص 118 . ( 3 ) . ر . ك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 203 ؛ طريحى ، مجمع البحرين ، مادّهء حائر و لسان العرب ، ج 5 ، ص 303 .