عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
341
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
روح مطهر ايشان - كرد . هنگامى كه رهسپار نجف اشرف گرديد و چشمش از فاصلهء چهار فرسنگى به گنبد نورانى افتاد ، از مركب خود فرود آمد . برخى از فرماندهان علّت آن را جويا شدند . شاه در جواب گفت : وقتى چشمم به گنبد نورانى افتاد ، اعضا و جوارحم به لرزه درآمد به طورى كه نتوانستم بر روى مركب بمانم ! عدهاى اظهار داشتند : راه تا نجف ، دور است و شايد سلطان نتوانند آن را پياده ، طى كنند . سلطان گفت : به كتاب خدا قرآن مجيد ، تفأل مىزنم . چون قرآن كريم را گشودند ، اين آيه آمد : ( فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ) ؛ « كفشهايت را بيرون آر كه تو در سرزمين مقدّس « طوى » هستى » ( طه : 12 ) . بنابراين سواره و پياده راه پيمود تا داخل روضهء منوّره گرديد و با زبان حال ، چنين گفت : إذا نحن زرناها وجدنا نسيمها * يفوح لنا كالعنبر المتنفس ونمشى حفاتا فى ثراها تأدبا * نرى اننا نمشى بواد مقدس وقتى آن روضهء منوره را زيارت كرديم ، نسيم جانبخشش ، بسان عنبر بر ما مىوزيد . زمينش را از روى ادب و احترام ، پا برهنه پيموديم ، چون مشاهده كرديم كه در وادى مقدس ، راه مىسپاريم . سپس داستان « مرهء بن قيس » را براى او ، نقل كردند كه سلطان بىدرنگ ، اين دو بيت را سرود : تزاحم تيجان الملوك ببابه * ويكثر عند الاستلام ازدحامها إذا ما رأته من بعيد ترجلت * وان هى لم تفعل ترجل هامها تاج شاهان بر درش در ازدحام * ازدحام افزون شود در استلام تا ببيند گنبدش ، افتد به زير * ورنه مغزش مىشود خرد و خمير از آنچه گفته شد به دست مىآيد كه قدرت و نفوذ و اثرگذارى عتبات مقدس عراق ، نسبت به ايجاد تعادل و توازن ميان كشورهاى شرق اسلامى چه اندازه بالا و