عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

284

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

الرشيد و متوكّل نفوذ يافته است . خصوصاً كه الموفق در اين مورد ، همتاى پدر بوده ، از ارتكاب اين قبيل جرائم ، پروايى نداشته است ؛ به همين جهت ، تاريخ بر اين رويدادها پرده افكنده و به جزئيات آن ، نپرداخته است و تنها ، خلاصهء اين رويداد - ضمن روايتى كه بيشتر راويان و محدثين آن را باسند خود از ابوالحسن ، على بن الحسن الحجاج نقل كرده‌اند - آمده است : آنها در منزل عمويش ابوعبدالله ، محمد بن عمران بن الحجاج ، همراه عدّه‌اى از بزرگان كوفه و با حضور عباس بن احمد عباسى ، نشسته بودند . اينان همگى آمده بودند تا سلامتى محمد بن عمران را تبريك و تهنيت بگويند . زيرا او هنگام فروريختن سقف حرم مولايم امام حسين ( ع ) در ذيحجّهء سال 273 ه ، حضور داشته است . ولى در همان حال كه آنان نشسته بودند و گفت‌وگو مىكردند ، ناگهان اسماعيل بن عيسى عباسى داخل مجلس شد . حاضران از هيبت او ، سكوت اختيار نمودند و نشستن وى نيز به درازا كشيد . « 1 » اين ، خلاصهء جريانى مىباشد كه توسط گزارشگران ، نقل شده است . امّا علل و عواملى كه موجب سقوط ناگهانى سقف بر سر زائران شده است ، آن هم در چنان وقتى كه موسم زيارت بوده و زوّار فراوانى ، داخل روضهء منوره حضور داشته‌اند در هيچ منبع و مأخذى نيامده و كريمانه ! از آن ، چشم‌پوشى شده و مخفى و مجهول مانده است . چه بسا ، بسيارى از مسائل ديگر نيز همين‌گونه و به علت اينكه شرايط و موقعيّت سياسى - اجتماعى ، فرصت اعلان به موقع آن را نمىدهد تا ابد ، پوشيده و پنهان بماند و لذا امروزه ، چيزى از آن روشن و آشكار نباشد . اكنون جاى اين سؤال وجود دارد كه آيا سقوط سقف حرم مطهر ، حقيقتاً پديده‌اى طبيعى بوده و رژيم حاكم هيچ دخالتى در آن نداشته يا همانند روزگاران

--> ( 1 ) . فرحهء الغرى ، ص 61 ؛ نزههء اهل الحرمين ، ص 20 ؛ تاريخ كربلاى معلى ، ص 14 ؛ اعيان الشيعه ، ج 3 ، صص 588 و 589 و ج 4 ، ص 305 ؛ مجالى الطف ، ص 39 ؛ بحارالانوار ، ج 9 ، ص 679 ؛ شرح شافيه ، ص 207 .