عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

258

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

منويات خويش نسبت به حائر مقدس را ظاهراً به واسطه موانعى كه وجود داشت ، آشكار نساخت ؛ هرچند كه آنها را در اواخر خلافت خود علنى كرد . هنگامى كه رشك و حسد هارون الرشيد ، نسبت به سادات علوى و جايگاه والاى آنان در دل و جان مردم ، خشم و كين او را برانگيخت و ديگر توجه مردم به كربلا و زيارت قبر مطهر امام حسين ( ع ) را بر نتافت و مشاهده نظم و سامان و اداره زيباى حرم امام حسين ( ع ) و عظمت و قداست آن بارگاه و عنايت كامل به شئون آن ، از جانب مديران ، خدمتكاران و نگهبانان ، جان او را به لب رسانيد ، دستور داد مدير ارشد حائر مقدس ، « ابن ابى داود » را حاضر كنند تا مزد او را به خاطر خوش خدمتى به حرم امام حسين ( ع ) بپردازد . چون او را به نزد وى آوردند ، در حالى كه از خشم و غضب برخود مىلرزيد ، پرسيد : چه انگيزه‌اى ، تو را به حضور در حير وادار نموده است ؟ ابن ابى داود ، جواب داد : البته « حسن بن راشد » ، مرا به حائر گمارده است . هارون الرشيد با شنيدن اين جواب ، سرخود را خشم آگين تكان داد و گفت : چقدر ناگوار است كه اين كار ، از ناسپاسىهاى حسن باشد ! او را بياوريد . وقتى حسن بن راشد را حاضر كردند ، به او گفت : چرا اين مرد را در حير ، گماردى ؟ حسن بن راشد گفت : خدا رحمت كند ، گمارندهء او را در حير ؛ امّ موسى « 1 » مرا وادار كرد كه او را در حير بگمارم و هر ماه ، سىدرهم به وى بپردازم . در اين موقع ، هارون الرشيد سكوت اختيار كرد و واكنشى نشان نداد ؛ سپس اظهار داشت : او را به كار خود در حير ، بازگردانيد و حقوقى را كه امّ موسى ، برايش تعيين كرده به وى پرداخت نماييد . « 2 »

--> ( 1 ) . امّ موسى ، مادر مهدى خليفه عباسى است . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 10 ، ص 118 . حسن بن راشد ، از بزرگان شيعه است كه از امام صادق 7 ، نقل روايت نموده است .