عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

259

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

چشم‌پوشى هارون‌الرشيد از ابن ابى داود ، مدير ارشد حرم مقدس امام حسين ( ع ) در آن موقع و پذيرش ظاهرى خدمت او در حائر - همان‌گونه كه امّ موسى تعيين كرده بود - به گواهى حوادث بعدى ، نشان‌دهندهء تصميم او به خطرناك‌ترين و در عين حال ، ترسناك‌ترين كار ممكن در آن لحظه بود . چه اينكه بغض و كينه بىاندازه‌اش ، او را به ويرانى كربلا از پايه و اساس واداشت . به همين جهت دستور داد ، گنبد افراشته و خانه‌هاى اطراف حرم را تخريب و نابود سازند و درخت سدر را از ريشه درآورند و زمين حرم را شخم بزنند تا همان‌گونه كه بسيارى از مورخين و محدّثين ، نوشته‌اند با اين كار خود ، ردّ و اثر قبر مطهّر را به كلّى از بين ببرد . شيخ طوسى ( قدس سره ) در كتاب امالى با سند خود از « يحيى بن مغيره رازى » ، نقل كرده است كه گفت : نزد جرير بن عبدالحميد بودم كه مردى از اهالى عراق ، داخل شد . جرير از او پرسيد : مردم چه مىگويند ؟ ! او در جواب گفت : از رشيد جدا شدم ، در حالى كه قبر امام حسين ( ع ) را با خاك ، يكسان كرد و دستور داد ، درخت سدر را قطع كنند و اين دستور ، اجرا شد . در اين هنگام جرير ، دست‌هاى خود را به آسمان بلند كرد وگفت : الله اكبر ! راجع به درخت سدر ، روايتى از پيامبر خدا ( ص ) به ما رسيده كه آن حضرت فرمود : خداوند قطع كنندهء درخت سدر را لعنت كند و اين سخن را سه‌بار ، تكرار فرمود . ولى ما تا الان منظور آن حضرت را نفهميده بوديم ، زيرا قصد و غرض از قطع درخت سدر ، تغيير جايگاه قبر امام حسين ( ع ) است تا مردم ، به آن دسترسى پيدا نكنند . « 1 »

--> ( 1 ) . شيخ طوسى / ، امالى ، ص 206 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، 189 ؛ بحارالانوار ، ج 10 ، ص 297 ؛ تظلم الزهرا ، ص 218 ؛ مجالى الطف ، ص 39 ؛ اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 304 ؛ نزههء اهل الحرمين ، ص 16 .