عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

222

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

و خود را حكمران آن سامان ، معرفى نمايد . « 1 » بعد از او ، برادرش محمد كه داعى صغير ( دعوت‌كننده كوچك ) خوانده مىشد ، مدتى حدود بيست سال بر جاى وى نشست و بر منطقه مازندران ، حكومت كرد . او در سال‌هاى پايانى حكومت خود ، رابطه‌اش را با معتضد عباسى - كه از سال 278 ه تا سال 299 ه ، منصب خلافت را غصب كرده بود - بهبود بخشيد و موافقت او را جهت بازسازى حرمين شريفين امام على ( ع ) و امام حسين ( ع ) ، به دست آورد . آن‌گاه داعى صغير ، كربلا و بعد از آن نجف اشرف را زيارت كرد و از شهرهاى ايران ، مال و ثروت فراوانى براى ساخت و ساز آنها ، فرستاد و براى حائر مقدس ، گنبد بلند و مرتفعى با دو در ، بنا كرد و در اطراف گنبد ، دو سقف ايجاد نمود . سپس پيرامون حائر را ديوار كشيد و به ساخت و ساز خانه‌هاى مسكونى در بيرون ديوار ، مبادرت نمود و به ميزان تمكن و توان خود به ساكنين و مجاورين حرم مطهر ، بذل و بخشش كرد . محمّد پسر زيد درشكوه و عظمت ساختمان و زيبايى هندسى و استحكام شالوده و اساس بناى حائر ، تلاش و كوشش فراوانى به كار برد . « 2 » شرح و تفصيل خبر داعى كبير و برادرش داعى صغير در كتاب‌هاى « مدينهء المعاجز » و « تحفهء العالم » ، چنين آمده است : بىگمان محمّد ، پسر زيد ، پسر محمد ، پسر اسماعيل سنگ چين ، پسر حسن ، پسر زيد ، پسر امام حسن مجتبى ( ع ) كه معروف به داعى صغير است ، در سال 273 ه و بعد از برادرش حسن ، پسر زيد ملقّب به داعى كبير اوّل به حكومت مازندران رسيد . داعى كبير در سال 250 ه در منطقه مازندران قيام كرد و در سال 270 ه از دنيا رفت . كتاب‌هاى « الجامع فى الفقه » و « البيان » و « الحجّهء فى الامامه » ، نوشته‌هاى اوست و نسلى از وى پا نگرفت . بعد از داعى كبير ، خواهرزاده‌اش ابوالحسين

--> ( 1 ) . تاريخ العرب ، ص 251 . ( 2 ) . شيخ محمد سماوى ، مجالى الطف صص 39 - 40 .