عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

223

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

احمد ، پسر محمد ، پسر ابراهيم ، پسر على ، پسر عبدالرحمن شجرى ، پسر قاسم ، پسر حسن ، پسر زيد ، پسر امام حسن مجتبى ( ع ) جانشين او شد . در اين موقع ، برادر داعى كبير محمد ، پسر زيد در گرگان به سر مىبرد . وقتى خبر مرگ برادر و جانشينى خواهر زادهء خود را شنيد ، در سال 271 ه به جانب ابوالحسين ، لشكركشى كرد و او را كشت و مازندران را به تصرف درآورد . او هفده سال و هفت ماه ، بر مازندران حكومت نمود و سلطهء خود را به شهرهاى مجاور ، گسترانيد تا اينكه « رافع بن هرثمه » در نيشابور به نام او خطبه خواند . وقتى خبر اسارت عمرو ليث صفّارى را دريافت كرد ، آهنگ تسخير خراسان نمود و با محمّد ، پسر هارون سرخسى ، فرماندهء سپاه اسماعيل بن احمد سامانى كه براى مقابله با وى اعزام شده بود ، مواجه گرديد و در بيرون شهر گرگان و در كنار قبر محمد معروف به ديباج ، فرزند امام جعفر صادق ( ع ) ، به دست اسماعيل بن احمد كشته شد . داعى صغير مردى فاضل ، دانشمند ، دين‌دار و خوش‌رفتار بود . در هر صورت ، اين محمد بر حرم مطهر امام حسين ( ع ) ، گنبد بنا كرد و پيرامون حائر مقدس ، ديوار كشيد . حتى گفته‌اند ، او نخستين كسى است كه قبر جدّش اميرمؤمنان على ( ع ) را آشكار ساخت و نيز او ، همان كسى است كه امام صادق ( ع ) ، راجع به او فرمود : روزگار به پايان نخواهد رسيد تا اينكه خداى متعال مردى را كه با كشته شدن ، مورد آزمايش قرار خواهد گرفت ، برانگيزد و براى حرم امام على ( ع ) ، ديوارى با هفتاد طاق بنا كند . راوى گفت : خودم اين روايت را شنيدم ، قبل از اينكه بنايى بر قبر اميرمؤمنان ، ساخته شود . سپس محمد پسر زيد ، آهنگ آن كرد و بر روى قبر مطهر ساختمان ساخت . آن‌گاه روزگار سپرى نگشت تا اينكه محمد با كشته شدن ، آزموده شد . « 1 »

--> ( 1 ) . سيد جعفر آل بحرالعلوم ، تحفهء العالم ، ج 1 ، صص 271 - 272 .