عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

151

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

داد ، ديوارى ساختند و از آن جلوگيرى كرد و در ديوار ، پنجره‌اى بود و مسلمانان از پنجره ، خاك برمىداشتند كه باز دستور داد ، پنجره را مسدود كردند . « 1 » ولى علّت جلوگيرى عايشه از برداشتن خاك را ، روشن نكرده كه آيا بدين جهت بوده كه مالكيّت خانه ، به وى تعلّق داشته است ؟ البّته اين عادت و روش از حدّ تربت شهيدان و پيامبر اكرم ( ص ) ، فراتر رفت و تربت بعضى اصحاب آن حضرت را هم در برگرفت . مسلمانان به تربت صهيب رومى نيز تبرّك جسته ، آن را به عنوان دارو به كار مىبردند ، چنان‌كه برزنجى در كتاب « نزههء الناظرين » بر مصرف دارويى تربت صهيب رومى ، تصريح كرده ، هر چند از علت توجه به تربت صهيب رومى ، جداى از ديگران سخنى به ميان نياورده است . ب ) تحول و دگرگونى اين روش در دوره‌هاى ميانى كاملًا پيداست كه اين پديده در همين حدّ ، باقى نماند و باگذشت زمان ، ارتقا يافت و به جايى رسيد كه مسلمانان ، به خاك پاى مردانِ برجسته نيز تبرّك مىجستند . از جملهء اين موارد ، نقل شيخ عبدالقادر فاكهى در كتاب خود ، « حسن التوسّل فى زيارهء افضل الرسل » است كه به موجب آن شيخ بزرگوار امام سبكى ، صورت خود را بر فرش و متكّاى خانه جديدى كه نواوى درآن استراحت كرده بود ، نهاد تا بركت قدوم او را حس كند و فزونى شكوه و عظمتش را دريابد ؛ چنان‌كه با گفتار خود ، بدان اشاره كرده است : وفى دار الحديث لطيف معنى * على بسط لها أصبو وآوى لعلى ان انال بحرّ وجهى * مكانا مسه قدم النواوى و در اقامتگاه جديد ، معنى و مفهوم لطيفى وجود دارد ، بر فرش و رختخوابى كه

--> ( 1 ) . سمهودى ، وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 385 .