عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

152

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

برآن ، آرام و قرار دارم . باشد تا صورت خود را بسايم ، بر جايى كه پاى نواوى برآن رسيده است . « 1 » سپس كار مقدّس شمردن بزرگان ، به تدريج از تبرّك جستن به خاك پاى خود آنان گذشت و تبرّك جستن به خاك پاى مركبِ سوارى ايشان ، رواج يافت . از اين قبيل موارد ، نقل ابن خلّكان در شرح حال جلال الدوله ، فرزند الب‌ارسلان سلجوقى است كه گفته : شيخ ابواسحاق در مدّتى ، كمتر از چهار ماه به بغداد بازگشت و در آنجا « 2 » به بحث و مناظره با امام الحرمين ، پرداخت و چون تصميم به مراجعت از نيشابور گرفت ، امام الحرمين براى خداحافظى بيرون آمد و ركاب او را گرفت تا ابواسحاق سوار شود . سپس در خراسان ، جايگاه بزرگى يافت و مردم ، خاك پاى مركبش را برمىداشتند و به آن تبرّك مىجستند . « 3 » از همهء اين نقل‌ها ، معلوم مىشود كه راه و رسم مقدس شمردن تربت و در نتيجه ، شفا خواستن از آن و تبرّك جستن به آن ، اعمّ از تربت شهيدان و تربت پيامبر اكرم ( ص ) و خاك حرم ، حتى مثل تربت صهيب رومى ، نزد مسلمانان صدر اسلام معروف و مشهور بوده است ؛ سپس تبرّك جستن به خاك پاى مردان برجسته و شفا خواستن از آن ؛ همچون چهره ساييدن يا صورت نهادن ، براى تيمّن و تبرّك و حتّى بسيار فروتر از اين ، نظير تبرّك جستن به خاك پاى مركب سوارى آنان و مواردى غير از اينها ، كارهايى است كه در دوره‌هاى ميانى تاريخ اسلام و بعد از آن ، معمول و مرسوم بوده است .

--> ( 1 ) . ر . ك : حسن التوسل ، چاپ شده در حاشيهء الاتحاف بحبّ الاشراف ، ص 60 نواوى مورد اشاره ، از سرشناس‌ترين بزرگان اهل سنت به شمار مىرود . ( 2 ) . مقصود نيشابور است زيرا پيش از اين در نيشابور بوده . مترجم . ( 3 ) . ابن خلّكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 122 . شيخ ابواسحاق شيرازى ، صاحب كتاب « المهذّب و التنبيه » است .