عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

120

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

آمد و گفت : اى محمد ! خداى متعال از آنچه در دل دارى ، آگاه است و شادمانى تو را نسبت به برادرت على ( ع ) و دخترت فاطمه ( س ) و پسرانت حسن و حسين ( ع ) مىداند . پس نعمت خود را بر تو تمام ، و بخشش خود را بر تو ، گوارا فرموده كه ايشان و نسلشان و دوستان و پيروانشان را با تو در بهشت ، جاى داده است . به ايشان همانند تو بخشش مىكند و همسان تو عطا مىفرمايد تا تو ، خشنود شوى و فراتر از خشنودى و رضايتت ؛ در مقابل ، مصيبت‌هاى فراوانى را كه در دنيا به ايشان خواهد رسيد و ناملايماتى همچون مضروب شدن و به شدّت آزرده گشتن و به قتل رسيدن را - توسط كسانى كه از دين تو خارج‌اند ؛ حال آنكه خود را از امّت تو مىشمارند و از خداى متعال و تو بيزارند - تحمّل خواهند كرد . قتلگاه‌هايشان مختلف و قرارگاه‌هاى آنان پررفت و آمد است و انتخابى نيكو از جانب خداى متعال ، براى ايشان و براى تو در حق آنان است . تو نيز خداى متعال را بر اين انتخاب شكر و سپاس بگو و به قضاى او راضى باش ؛ من نيز به‌خاطر انتخاب نيكوى خداى متعال براى شما ، شكر او را به جاى آوردم و به قضايش تن دادم . سپس جبرئيل به من گفت : اى محمد ! همانا برادرت ( على ( ع ) ) ، مظلوم و ستمديده است و بعد از تو ، مغلوب امّتت مىگردد و از دشمنان ، رنج و زحمت بسيار مىبيند و سرانجام كشته مىشود . او را بدترين فرزندان آدم بلكه بدترين آفريدگان ، شقىترين فرد روى زمين ، همتاى پِىْ كننده ناقهء صالح پيامبر به قتل مىرساند ؛ در شهر و ديارى كه به سوى آن ، هجرت مىكند و آنجا ، محل باليدن شيعيان او و شيعيان فرزندانش ، مىباشد . در هر حال ابتلائات آنان در آنجا زياد و مصيبت‌هاى ايشان ، بزرگ و سنگين خواهد بود و اين فرزندت - و با اشاره ، امام حسين ( ع ) را نشان مىداد - همراه گروهى از نوادگان و خاندانت و خوبان و نيكانى از امّتت ، در حاشيهء فرات و در سرزمينى كه به آن كربلا گفته مىشود ، به قتل خواهند رسيد . از همين رو ، رنج و محنتش براى دشمنان تو و دشمنان فرزندانت ، در روزى كه رنج و