عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

118

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

ساير خاندان و يارانش ، كشته شدند و همسران و فرزندانش به اسارت در آمدند و ما را به جانب كوفه حركت دادند ، ( در قتلگاه ) به كشته‌ها مىنگريستم كه عريان و بدون هيچ پوششى ، برروى زمين افتاده‌اند . اين منظره بر من گران آمد و با تماشاى آن ، به شدت مضطرب و پريشان شدم و نزديك بود ، جان از تنم خارج گردد . عمه‌ام زينب ( س ) دختر على ( ع ) ، متوجه من شد و حال مرا دريافت و فرمود : تو را چه مىشود ! اى يادگار جدّ و پدر و برادرم ! مىبينم كه با جان خود ، بازى مىكنى ! عرض كردم : چگونه بىتابىنكنم و بىصبر و قرار نباشم ، در حالى كه مىبينم ، پدرم و برادرانم و عموها و عموزادگانم و تمام خانواده‌ام ، در خون خود آغشته و برهنه برخاك افتاده و غارت گرديده‌اند ؛ نه كفن برتن دارند و نه خاكسپارى شده‌اند ؛ نه كسى بر بالينشان مىرود و نه انسانى به آنان نزديك مىشود ؛ گويا ايشان از مردم خزر و ديلم‌اند . « 1 » عمه‌ام زينب ( س ) گفت : آنچه مشاهده مىكنى ، بىصبر و بىتابت نسازد كه به خدا سوگند ! اين جريان هر آينه ، پيمانى از پيامبر خدا ( ص ) براى جدّ و پدر و عموى تو بوده و به يقين خداى متعال از برخى از جوانان اين امت كه فراعنه روى زمين ، آنها را نمىشناسند ، حال آنكه در ميان اهل آسمان‌ها زبانزدند ، پيمان گرفته است كه اين بدن‌هاى پاره پاره و اعضاى پراكنده را گردآورى نموده ، به خاك سپارند . آنان در اين سرزمين طفّ ، پرچمى برروى قبر پدرت ، سرور شهيدان برافرازند كه هرگز ، اثرش كهنه نشود و باگذشت شب‌ها و روزهاى بىشمار ، از بين نرود و اين در حالى است كه پيشوايان كفر و ياران گمراهى ، البته كوشش خود را به كار خواهند برد ؛ امّا تلاش و كوشش آنان ، جز بر درخشش آن اثر و رفعت و بلندى آن امر ، نخواهد افزود .

--> ( 1 ) . مردم خزر و ديلم در آن زمان ، كافر بودند . مترجم