محمدصادق نجمى
164
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
به خود گرفت ؛ زيرا پس از شهادت آنحضرت در ميدان جنگ ، نه امكان جنگ مجدد با وى بود ونه متهم ساختن أو به كفر والحاد ؛ همان روشى كه دربارهء اميرمؤمنان بهكار گرفتند . « 1 » لذا در مرحلهء نخست تصميم گرفتند پيكر آنحضرت را بههمراه ساير شهداى أحد ، به نقاط مختلف انتقال دهند واثر قبر وى را كه نماد مظلوميت ودفاع جانانهء أو از اسلام ونيز نمادى از جنايات بنىاميه بود ، از ميان ببرند وفكر مىكردند با اين حركت مىتوانند شخصيت اورا بهتدريج به فراموشى بسپارند ولكّهء ننگ جنايت هولناك ومُثله كردن أو را از پيشانى عاملان آن ومدّعيان خلافت وجانشينى امروز پيامبر خدا صلى الله عليه وآله بزدايند وبر همين أصل ، طبق دستور معاوية حفر قنات واجراى آن از ميان قبور شهداى أحد طرحريزى ودر مدينه اعلان عمومى كردند كه هريك از خانوادهء شهدا پيكر شهيد خود را به جهت در أمان ماندن از جريان آب ، به نقطهء ديگر از شهر مدينه انتقال دهند . روشن است كه مقصد اصلى در اين طرح ، انتقال پيكر حضرت حمزه ومحو اثر قبر أو بود ، ولى بهطورىكه در صفحات آينده ملاحظه خواهيد كرد ، در اثر كرامت شهدا وسالم بودن أجساد پاكشان ، اين سياست خيالي با شكست مواجه گرديد ومعاوية در حذف فيزيكى اثر قبر
--> ( 1 ) بحارالأنوار ، ج 33 ، ص 214 . معاوية در سبّ اميرمؤمنان عليه السلام ، جملهء زير را به كار مىبرد وبه كارگزارانش نيز فرمان داد از همان جمله استفاده كنند ؛ « الّلهمّ إنّ أبا تراب ألْحَدَ في دينك وصدّ عن سبيلك فالعنه لعناً وبيلًا وعَذِّبْه عذاباً أليماً » .