شمس الدين حافظ
60
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )
3 - راز دهر اگر آن تركِ شيرازى به دست آرد دلِ ما را * به خالِ هندويش بَخْشَم سمرقند و بخارا را بده ساقى مىِ باقى كه در جنّت نخواهى يافت * كنارِ آبِ ركنآباد و گُلگشتِ مصلّا را فغان كاين لوليانِ شوخِ شيرين كارِ شهرآشوب * چنان بردند صبر از دل كه تركان خوانِ يغما را ! ز عشق ناتمام ما جمال يار مُستغنيست * به آبورنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را ؟ من از آن حُسنِ روزافزون كه يوسف داشت دانستم * كه عشق از پردهى عصمت برون آرد زليخا را اگر دشنام فرمايى و گر نفرين دعا گويم * جوابِ تلخ مىزيبد لبِ لعلِ شكرخا را نصيحت گوش كن جانا ، كه از جان دوستتر دارند * جوانانِ سعادتمند پندِ پيرِ دانا را حديث از مطرب و مِىْ گو و راز دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معمّا را غزل گفتى و دُر سُفتى بيا و خوش بخوان حافظ * كه بر نظم تو افشاند فلك عقدِ ثُريّا را 1 - اگر آن ترك زيبا روى شيرازى ، دل ما را به دست آورد ، شهرهاى سمرقند و بخارا را به خال سياه او مىبخشم . [ دربارهى ترك شيرازى ، شارحان به تفصيل سخن گفته و برخى آن را شخصيت تاريخى دانستهاند . به نظر مىرسد كه ترك در مفهوم مجازى زيبارو مناسبتر و بسنده است . اقوام ترك سرزمين تركستان به زيبايى شهره بودهاند و رفته رفته اين صفت در خود كلمهى ترك تثبيت شده است . بنابراين مقصود از ترك شيرازى ، معشوق زيباروى شيرازى است . سمرقند و بخارا هم كه از شهرهاى بزرگ و پررونق آن روزگاران بودهاند و شاعر در مقام اغراق شاعرانه براى بيان ارزش و اهميت معشوق ، اين دو شهر را فقط به خال او هديه مىكند . ظرافت ديگر سخن در كلمهى هندوست . هندو ، يعنى هندى ، و هندوان عموما سياه پوست بودهاند و رسم بر اين بوده كه كنيزان و غلامان زيباى هندو را به كسى پيشكش مىكردهاند . اما شاعر اين موضوع را وارونه كرده و سمرقند و بخارا را به هندو بخشيده است ! ] 2 - اى ساقى ، شراب باقى مانده در جام را نيز بده ؛ زيرا كه حتى در بهشت هم گردشگاه باصفايى مانند ركنآباد و مصلّا نخواهى يافت . [ برخى شارحان ، مى باقى را شراب جاودان معنى كردهاند . اين معنى با فضاى كلى بيت چندان سازگار نيست . ركنآباد و مصلّا دو گردشگاه معروف و باصفا در بيرون شهر شيراز بوده و شاعر كه اهل شكار لحظههاست مىخواهد لذت حضور در اين دو گردشگاه را - كه به گمان او در بهشت هم مانند آن را نمىتوان يافت - با نوشيدن ته مانده و دردى شراب ادامه دهد ! ]