شمس الدين حافظ
38
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )
چين و شكنها و لغزندگىهاى بيشترى مىرسيم . همانطوركه پيشتر گفتم ، من مدعى انس ديرينه و سى - چهلساله با حافظ نبودهام ( گرچه كه حافظ پيوسته با من بوده و در من زيسته است ! ) اما گزافه نيست اگر بگويم نزديك به يك سال است كه شب و روز من با حافظ گذشته است . اما حقيقت شگفتانگيز اين است كه پس از اين همنشينى مداوم يكساله - كه حاصل آن صفحات بسيارى است كه در پايان متن غزلها سياه كردهام و اينك در برابر خوانندهى گرامى قرار دارد - شعر حافظ دشوارتر از پيش در نظرم جلوه مىكند ! شايد بهتر آن باشد كه بگويم پرپيچوخمتر ، پركرشمهتر و پرچين و شكنتر ، تا دشوارتر . يعنى ، تا يك سال پيش كه يك خوانندهى عادى حافظ بودم و ديوانش را فقط چند بار و برخى غزلهايش را بارها و بارها خوانده و حفظ بودم ؛ فهم شعر حافظ در نظرم آسانتر جلوه مىكرد تا الآن كه نه تنها در تكتك بيتها و مصراعها و گاهى واژههاى شعر حافظ مداقّه كردهام ، بلكه شرحهاى عمدهء غزلهاى او را هم ديده و از آنها خوشهها چيدهام ! از اين روست كه مىگويم : كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها ! با اين همه ، همّت و تأكيد دوست فاضل و اهل هنرم ، محمّد عزيزى - مدير نشر روزگار - با نظر لطف الهى و نفس قدسى رند شيراز همراه شد و به من جرأت و جسارت بخشيد كه با همهى بضاعت اندك علمى و ادبى خود ، در اين راه دشوار آساننما گام بنهم . اكنون ، از بخت شكر دارم و از روزگار هم ، كه در اين گذرگاه تنگ عافيت و در آستانهى ورود به پنجاه سالگى كه در طى آن ، عمر بگذشت به بىحاصلى و بوالهوسى ، اين راه دشوار به پايان آمد و شرح غزلهاى حافظ ، همراه با فرهنگ واژگان او جامهى كتاب به خود پوشيد و اينك به پيشگاه اهل ادب و هنر و دوست داران و شيفتگان شعر حافظ تقديم مىشود . بارى ، طرح چند نكتهى ديگر نيز در اين مقدمه ، ضرورى به نظر مىرسد : نكته اول - ساختار كتاب و روش كار : ساختار اين كتاب بر چهارچوب و محورهاى زير قرار گرفته است : 1 . متن غزلها . متن غزلها ، بر اساس نسخهى علّامه قزوينى و دكتر غنى است . با توجه به برخى كاستىها در اين تصحيح ارجمند و معتبر - كه حافظپژوهان و